عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
246
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
رود روتك 450 و از اين نقطه تا سبّ راه مسطح و هموارتر است و ربع فرسخ به سبّ مانده رودخانهاى از يسار بهطرف يمين جارى و از شمال به جنوب مىرود و موسوم است به روتك و منبع آب آن از بند سياهان و ميانبند و حوالى افك آهوكان [ است ] ، و پنج فرسخ دور از سبّ در طرف جنوب داخل رودخانهء ماشكيد مىشود و آب رودخانهء مزبوره در غير آمدن سيل از شمال سبّ به فاصلهء دو فرسنگ از كف رودخانه زه مىكند و چشمهسارهاى متعدّده دارد كه هرگز نمىخشكد و آبش به نهايت شور و تلخ است و از اين آب ابدا كشت و زرعى نمىشود . حوشابان 451 و طرف شمال چشمهسارهاى مزبوره از آب باران و سيل رودخانهء مزبوره گاه گاهى ديمهكار مىكنند و اسم آن را حوشابان « 1 » مىگويند و مقصودشان خشك آبان است زيرا كه آب آن را دوام و ثباتى نيست . چه مخرج خاء ندارند و بدوا خشك آبان گفته [ شده ] و بعد بهواسطهء كثرت استعمال تحريف يافته است . [ 280 ] سبّ 452 بالجمله معادل ربع فرسنگ از رودخانهء مزبوره گذشته به سبّ « 2 » مىرسد . خود سبّ مزرعهاى است داير و آباد و نقطهء مركزيه و حاكمنشين همهوقت اينجاست و مزرعهء مزبوره داراى سه قنات كوچك يكى موسوم به بالادان و ديگرى شه مولود و سيمين چاهك [ است ] و بقيهء آبش از چشمهسار [ است ] و تقريبا سه سنگ آب دارد و قدرى هم شور و ناگوار است . و محصول شتوى آن معادل صد و پنجاه خروار غلّه ، و صيفى عمدهء آن ذرّت و معادل غلّه است و جزئى هم كولك زراعت مىشود . و نخيلات آن معادل چهار پنج هزار [ است ] و ميوجات هم از قبيل انار و انگور و توت سياه و سفيد و هلوى سياه و سفيد و سيب و انجير به قدر حوصله دارد . و هواى اينجا با دزّك مشابه و مثل بم است و اندكى هم رطوبت دارد . زمينش غالبا شورهزار است . در وسط آن قلعهء رعيتى محكمى است كه مير محمود خان ضابط محلّ مزبور در آن قلعه سكونت دارد و غالب عمارات قلعه دو طبقه است و در اطراف آن قلعه پنجاه شصت خانهء رعيتى تيرپوش ساختهاند كه اهالى آنجا و غلام و
--> ( 1 ) - سه صفحه بعد هوشاپان ذكر كرده است . ( 2 ) - جغ : سيب .