عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

234

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

راههاى ديگر 416 و بايد به شرح وضع سبّ پرداخت . اگرچه در عرض راه گشت به دزّك از منزل چاه شاهى خطّى به سبّ مىرود و هكذا خطّى غربى از آنجا به مگس و به خط جنوبى به بم پشت مىرسد و از نقطهء سبّ به تمام حدود و محال بلوچستان مىتوان رفت ، ولى ما به دو ملاحظه از نگارش اين خطوط صرف نظر كرديم . چهارراه 417 اولا اگر به اين خيال اقدام شود و فرضا از منزل چاه شاهى به سبّ و از آنجا به دهك برويم در آن نقطه راه به چهار قسمت تقسيم مىشود : يكى به سبّ ، و ديگرى به كلپوركان ، و سيّم به اسفنده و كوهك ، و چهارمين به بم پشت مىرود و هكذا هر شعبه از اين خطوط اربعه به سه چهار شعبه منشعب مىشود . و مبناى اين مسئله بر چند باب و هر بابى چند فصل [ است ] و هر فصلى تفصيلها خواهد داشت و مفاد الكلام يجر الكلام به جايى خواهد كشيد كه نه ما را به اين كم فرصتى و ضيق وقت فراغت تحرير است و نه خواننده را به‌واسطهء طول كلام و توضيح بعضى واضحات و مكرّرات پرواى تحمّل رنج بيفايده و تضييع نمودن وقت . چه هركس طالب حدود اين خاك باشد بتمامها در نقشه‌ها ثبت و مضبوط است و به كمتر رجوعى خواهد دانست . مسافرت‌نامهء بلوچستان 418 ثانيا مقصود بالاصالهء ما ذكر منازل عرض راه و « مسافرت [ 265 ] نامهء بلوچستان » بود كه شرح منازل عرض راه ذهابا و ايابا معلوم باشد و در اين نقطهء مركزيهء بمپور كه رسيديم خواستيم عرض و طول خاك بلوچستان را نيز معيّن و چهار خطّ شمال و جنوب و شرق و غرب آن را محدود كنيم و ضمنا از آباديهاى عرض راه هم اجمالا بيانى شود و رفته‌رفته كار به اينجا كشيد . لهذا اولى و انسب است كه مجددا از نقطهء مركزيهء بمپور به خطّ شرقى ابتدا نموده تا دزّك كه اين خطّ دمّن سابق الذكر منتهى شد جغرافيا و شرح منازل عرض راه را به رشتهء تحرير درآوريم و بعد از آن به خطّ جنوبى بپردازيم و ضمنا هم از كليهء محال ضابطنشين اجمالا بيانى كنيم و در عودت از راه رودبار در ضمن « مسافرت‌نامه » بيان منازل خطّ غربى خواهد شد .