عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
230
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
و تمام مزارع مذكوره از كهن داود تا اين نقطه جزو دزّك و غير از سه چهار مزرعه كه جمع رستم خان و ميرزا خان است مابقى جزو جمع مير محمود خان است . رود برنجنان 404 از اينجا بهطرف پائين جزو جالق محسوب است و دو فرسنگ اوّل نرم و مسطّح و هموار است و بعد از آن داخل خشكرودى مىشود كه از بند سياهكوه جارى [ است ] و از كلپوركان پيچيده به ماشكيد مىرود و رودخانهء مزبوره را رود برنجنان مىنامند و آب آن دائمى نيست و منبعش برف [ است ] ، بلكه هروقت باران به اين كوه زند از شعب متعدده سيل جارى و به رودخانهء برنجنان داخل [ مىشود ] و اين آب به رودخانهء بزرگ ماشكيد مىريزد كه آن رودخانه حدّ و سدّ است ما بين خاك بلوچستان ايران و خاك افغانستان . سياهبند 405 و يك فرسخ متجاوز اين خطّ در كف خشكرود برنجنان رو به فراز و در ميان سنگلاخ سير كرده به سر گدارى مىرسد كه در كوهستان سياهبند و مسمّى به گدار برنجنان است و ابتداى آب رودخانه برنجنان از همينجاست . و اوائل گدار راهى كوچك بهطرف يسار مىرود و به فاصلهء دو هزار قدم پهلوى تل سياهى چشمهء آب شيرينى است به نهايت كم كه ده دوازده نفر را بيشتر آب نمىدهد . و چون در نقطهء ميان منزل كه اوايل رود كلهكان است در غير فصل بهار و هنگام وفور باران يك قطره آب يافت نمىشود عابرين بايد آب منزل خود را از اين چشمه ذخيره كنند . منزلگاه رود كلهكان 406 مجملا از سر گدار برنجنان راه [ 260 ] سراشيب و جزئى سنگلاخ است و سه فرسخ گذشته در حوالى رودخانهء كلهكان منزلگاه است و رودخانهء مزبوره هم از همين كوهستان سياهبند جارى و آب اين رودخانه هنگام نزول رحمت به رودخانهء كلهكان متّصل [ مىشود ] و هردو به رود ماشكيد منتهى مىشوند . و در اين نقطه منزلگاه همهقسم درخت مثل بنه و بادام و آغيج و گز و غيره و انواع علوفه از قبيل درمشو و شور و پوتار و بون بسيار ، و در اين تلّ و ماهور كبك و تيهو بهواسطهء نبودن آب كم و در كوهستان شكار زياده از حدّ است . ولى آب در غير فصل بهار در اين نقطه از رودخانه ابدا ممكن نيست .