عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

231

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

زه‌چوبان 407 از نقطهء منزلگاه به همان طريق به شرق شمالى و در بعضى جاها به مشرق حقيقى سير مىكند و راه سراشيب و جزئى سنگلاخ [ است ] و در كف و حوالى رودخانه مىرود و چهار فرسخ و نيم گذشته به رودخانهء كله‌كان مىرسد كه اين رودخانه نيز از بند سياهان جارى و به ماشكيد مىرود و در اين نقطه تلاقى دو رودخانه [ مىشود ] و از آنجا به پائين همه‌وقت تك‌زه و چشمه‌سارها جارى است . و اين نقطه [ را ] كه ابتداى تك‌زه و چشمه‌سارهاى رودخانه است « زه‌چوبان » مىگويند . و در بيابان اطراف اين رودخانه همه‌قسم از علوفهء سابق الذّكر بسيار است و دو طرف رودخانه از كوهستان بند سياهان است و كوه طرف يسار را « پرك سرخه » مىگويند كه از آن هم يك شعبه رودخانه جارى [ است ] و در اينجا به هم متّصل مىشوند . [ 261 ] مجملا اين يك فرسخ و نيم تا آخر منزل تمامش در كف و اطراف همين رودخانهء بزرگ سير مىكند و هرگاه سيل حركت كند بالمرّه راه عبورومرور مسدود مىشود . كله‌كان 408 كله‌كان يكى از محال جالق و هوايش برزخ ما بين جالق و دزّك است و داراى شش مزرعه [ است ] . و از ابتداى كله‌كان تا جالق هشت فرسخ و خطش به شرق شمالى سير مىكند و معادل دو فرسخ سراشيب و بقيه مسطّح و هموارست . و خط مزبور قريب سه فرسخ در مزارع و آبادى سير مىكند و بقيه‌اش در جلگهء مسطّح [ است ] ، و يك چشمه آب هم بيشتر ندارد . عيبى 409 مزرعهء اول جالق مسمّى است به عيبى در يسار جادّه واقع و آبش از رودخانه و هرقدر بخواهند ممكن و محصول غلّه آن ده پانزده خروار [ ست ] و شلتوك قريب سى خروار به‌عمل مىآيد و معادل دو هزار نخل هم دارد . و مالكين آن طايفهء نوشيروانى و بزرگ‌زاده و خورده‌ارباب متفرقه‌اند و قلعهء رعيتى [ را ] دو طبقه و سه طبقه تيرپوش كرده‌اند و اهالى آنجا قريب يكصد و پنجاه نفرند و در قلعهء مزبوره ساكنند .