عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

219

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

كوه دراز 376 و از اينجا تا منزل در اين حوالى ابدا ملك و مزرعه و آب و آبادى نيست . و اطراف اين جلگه طايفهء غمشاد زهى سكنى دارند . و ربع فرسخ به جالق مانده داخل رودخانهء مزبوره مىشود و در يسار اين نقطه به فاصلهء دو هزار قدم كوهى است مسمّى به « كوه دراز » و آن كوهى است سنگى و محقّر ، و هيچ‌گونه درخت و شكار و معلوماتى ندارد . جالق 377 و از آن كوه گذشته به جالق مىرسد و پيشكار قنوات جالق پهلوى همين كوه واقع است . جالق عبارت است از پنج رشته قنات كه سه رشتهء آن محقر [ ست ] و هر كدامى يك سنگ آب دارد . و اولى موسوم است به كشان و دوّمى نطرآباد و سيمين چگرد و دو رشتهء آن قابلتر [ ست ] و هر كدامى شش سنگ آب دارد و يكى مسمّى به گرگين و ديگرى جوشاب . و عمدهء مالكين مزارع مزبوره طوايف بزرگ‌زاده ، [ 247 ] امراء و ارباب و رئيسى و سپاهى و حسين‌بر است و مابقى خورده ارباب غيرمعروف . و دو مزرعهء گرگين و جوشاب هركدامى سيصد چهارصد خروار محصول‌خيز است . و كشان و نظرآباد و چگرد از هر يكى سى چهل خروار بيشتر به عمل نمىآيد . و پنج قلعه در آنجاست . يكى ضابطنشين و محلّ اقامت دلاور خان و كسان او است و نسبت به باقى قلعجات نوعى امتياز و استحكام دارد و آن را قلعهء شيشه‌ريز مىگويند و در وسط ساير قلعه‌ها واقع است و چهار قلعهء رعيتى [ دارد ] كه اسامى آنها از اين قرار است : كوهكان ، چگرد ، سركوه ، جوشاب . و در تمام اين قلعه‌ها به وضع رعيتى به خيال خود برج و باره هم براى آنها ساخته‌اند ليكن نظم و ترتيبى ندارد و به هيچ قاعده و هندسه درست نمىآيد . و پاره‌اى هم خرده‌رعيت متفرقه در اين حول‌وحوش كتوك براى خودشان ساخته‌اند . ضابط جالق مير محمود خان [ و ] اهالى اين نقطه دويست و پنجاه الى سيصد خانوار و تخمينا هزار و پانصد نفر مرد و زن و تمامش سنّى است و مساجد متعدّده براى خود ساخته‌اند . محصول اين نقطه غله‌اش گذشت ، صيفى آن ارزن و ذرت و شلتوك و كولك و