عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
218
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
ناهو 374 ناهو « 1 » مزرعهاى است داير و آباد و قريب پنج شش سنگ آب دارد و پنجاه شصت خروار بذر زراعت ، و چهارصد پانصد خروار غلّهخيز است [ 245 ] . و صيفى آن كولك است و ذرت و ارزن و خرما و شلتوك ، و هوايش برزخ ميان سرحدّ و گرمسير است . و همهقسم ميوجات سرحدّى مثل هلو و انار و توت و انگور و ميوجات گرمسيرى مثل خرما و انجير بهعمل مىآيد . آبش قدرى سنگين و بطىء الهضم [ است ] . و قلعهء رعيتى دارد كه در وسط آن برجى ساخته و اطرافش عمارت تيرپوش رعيتى است . و مالكين آنجا سه طايفهاند : اوّل ملا زهى ، دويّمين بيچاره ، سيم درّزاده كه هر كدامى قسمى از مزرعهء مزبوره را مالكند . و خلقش تقريبا سيصد چهارصد نفر مرد و زن است . اگرچه رودخانهء سردشت از يسار ناهو عبور مىكند و آبش هم اين نقطه را مىگيرد ليكن چون آب ناهو زياد است و حاجت به آب خارجى ندارند از آب آن نمىگيرند و هروقت حاجت باشد در زير مزرعهء مزبوره كه آب رودخانه بهواسطهء اتفاق و اتّصال چشمهها قوّتى گرفته زياد مىشود گرفته و قطعه زمينى هم زراعت مىكنند و رودخانهء مزبوره به جالق مىرود . و در كوههاى اين اطراف شكار و كبك و تيهو فراوان است . سينگان 375 از ناهو تا جالق هشت فرسنگ و راهش مسطّح و اوايلش جزئى سنگلاخ [ است ] و خطش به شرق مايل به جنوب سير مىكند و همهجا از رودخانه خارج [ است ] و ابدا تا منزل آب و آبادى نيست و يك فرسنگ اوّل جزئى سنگلاخ و قدرى رو به فرازست و از آنجا تا منزل تمامش مسطح و هموار . و همينكه راه نصف شود در دست چپ جاده به فاصلهء يك فرسخ [ 246 ] مزرعهاى است مسمّى به سينگان ملكى طايفهء كلكى و بزرگزاده و رئيسى . و قريب سه سنگ آب دارد و به نهايت شيرين و گواراست و با اينكه از ناهو گرمتر است هوايش بهتر و به اعتدال نزديكتر است و يكصد و پنجاه شصت خروار غلّه از آن بهعمل مىآيد . و صيفى آن كولك و ارزن و ذرت و خرما است و يك لوله برج و سى خانهء تيرپوش رعيّتى دارد . و خلق آنجا قريب صد نفر [ اند ] . و در جلگهء وسيعى واقع و اطراف راه همهقسم علوفه از قبيل درمشو و شور و كلته و آغيج و گز بسيار و آهو و خرگوش در اين حوالى زياد است .
--> ( 1 ) - امروزه ناهوگ گفته مىشود .