عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
217
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
درخت خط - درخت شاك 372 آب منزل سردشت از كف اين رودخانه جارى و گواراست و دو طرف رودخانه تل و ماهور زياد ، و كوههاى يمين را « كبوگان » و كوه يسار را كوه « هركف » مىنامند و در اين كوهها علاوهء بادام و بنه و كور دو قسم درخت ديگر است كه يكى را « خط » مىگويند و درخت آن به قدر بنه و چوبش در نهايت سختى و بسيار سنگين و صلب است و از اين چوب در صفحات جالق و دزّك شانه و حقّه و قاشق و هر چيزى كه سختى و استحكام آن منظور باشد مىسازند و سنگينى آن به درجهاى است كه تختهاش با حالت خشكى به آب فرومىرود ، و ديگرى چوپ شاك است كه به قدر صنوبر مىشود و چوب آن چندان سخت نيست . و در اين [ 244 ] حوالى شكار كوهى و كبك و تيهو فوق العاده يافت مىشود . چشمههاى جورى - انجرد - نگاران - لكى 373 از منزل سردشت تا ناهو چهار فرسنگ [ است ] و خطش به شرق جنوبى سير مىكند و راه آن غالبا در كف رودخانهء سردشت و جزئى سنگلاخ است . و همهجا در عرض اين راهآب ممكن [ است ] و پلاسنشينهاى اين حولوحوش كه در اين نقاط ييلاق دارند هر ربع فرسخى چاهى حفر [ كردهاند ] و اسمى بر آن گذاردهاند و چهار چشمه كه نزديك به راه و براى عابرين مفيد است ذكر مىكنيم . نيم فرسخ از سردشت گذشته به فاصلهء هزار قدم چشمه [ اى ] در يسار راه واقع و آبش شيرين و مسمّى به جورى است . از آنجا يك فرسنگ گذشته دست چپ جادّه به فاصلهء پانصد قدم چشمهء محقرى است آبش گوارا و موسوم به انجرد [ است ] ، و نيم فرسخ ديگر كه بگذرى به چشمه [ اى ] مىرسد كه آن را چشمهء نگاران مىگويند . در يمين جادّه به فاصلهء نيم فرسخ آبش شيرين و زياد است . و از آن نقطه دو فرسخ گذشته چشمهاى است مسمّى به چشمهء لكّى كه در وسط جادّه واقع [ است ] و گاهى از سالهاى خوب كسان مير عبد اللّه خان پسر دلاور خان در آنجا جزوى زراعت مىكنند و آبش شيرين و گواراست و از آنجا هزار قدمى تا ناهو است و تمام اطراف اين راه تلّ و ماهور و همهقسم درخت و علوفه موجود است .