عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
209
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
شورو 352 از كلوكه تا حصاران هشت فرسخ [ است ] و خطش به وسط جنوب و شرق سير مىكند و كلية راهش سنگلاخ و سراشيب است و همانطور در يسار رودخانه مىرود تا دو فرسنگ و در آنجا قناتى است مسمّى به شور بر خلاف آبش كه نهايت شيرين و گواراست و آبش زياده از نيم سنگ و معادل سه خروار بذركار است . و محصولش منحصر است به غلّه . و زعيم و عملهاش در پلاس نشيمن دارند و مالك مزرعهء مزبوره كدخدا بلكاك است . و در اين حوالى علوفه غير از كلته و شور يافت نمىشود . و كوههاى دو طرف همان كوههاى پير صهران است و بند دومه . از شورو تا معادل دو فرسخ در كف رودخانه سير مىكند و بعد از آن از رودخانه خارج [ مىشود ] و رو به فراز مىرود . راهش سنگلاخ [ 334 ] و به نهايت صعب العبور است و دو فرسنگى هم از آنجا گذشته به رودخانه [ اى ] مىرسد كه از كوههاى حصاران جارى [ است ] و اين رودخانه يكى دو فرسخ پائين رفته به رودخانهء كلوكه و شورو كه ذكرش گذشت ملحق و متّصل شده بهطرف خاك نرماشير مىرود . كلهپده 353 و اين رودخانه كه از طرف كلّه حصاران جارى است آن را رود كلّهپده مىگويند و اطراف رودخانه را پلاسنشينهاى حولوحوش هرجا خورده زمين قابلى ديده براى خود زراعت كردهاند و كلّيهء آن را كلّهپده مىگويند و متعلق است به طايفهء ناروئى . و گاهگاه مىشود كه آب آن رودخانه بالمرّه مىخشكد . ولى اغلب در سالهاى خوب چشمهسارهاى رودخانه نمىخشكد و جزئى آبى دارد و از اين جهت است كه كتوك و قلعه براى آن نساختهاند و اطراف آن گز و پده و كلته ، و كوههاى اطراف شكار كوهى نيز دارد . حصاران 354 و از آنجا دو فرسنگ گذشته به حصاران مىرسد و در آنجا دو قنات جديد الاحداث است كه يكى ملكى كمال خان ناروئى و تقريبا چهار خروار بذركار است ، و ديگرى متعلق است به كدخدا شيردل ناروئى كه آن هم تخمينا سه خروار بذركار آن است . و آب آنها قريب دو سنگ و گواراست . و غير از غلّه جزئى صيفى مثل كولك و هندوانه در آنجا بهعمل مىآيد .