عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
210
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
طوايف ناروئى 355 و از سرحدّ خاش تا كورن هوايش سرد و مساوى است و از كورن تا نصرتآباد منزل به منزل گرمتر [ مىشود ] و هواى خود نصرتآباد مثل هواى نرماشير است . بالجمله طوايف ناروئى كه تخمينا صد و پنجاه در خانه و قريب پانصد ششصد نفرند تماما در آن حوالى در پلاس نشيمن دارند و خود [ 235 ] آنها اين دو مزرعه را كشت و زرع مىكنند و زعيم و عمله و كتوك عليحده و قلعهء رعيتى جداگانه ندارد . و در يسار مزرعهء مزبوره بند كوه پير صهران است به فاصلهء يك فرسخ و در يمين بند دومه است به فاصلهء يك فرسنگ و نيم . و در اين اطراف علوفهء صحرائى مثل تاگز و شور و آغيچ و در بهار همهقسم علوفه بسيار است . ولى از اين نقطه تا نصرتآباد درمشو يافت نمىشود و در جلگه آهو و خرگوش و در كوهستان بنه و همهقسم علوفه و شكار كوهى بسيار است . بند دزدآب 356 از حصاران تا شوين هفت فرسنگ [ است ] و خطش به وسط شمال و مشرق سير مىكند و اندكى رو به فراز و جزئى سنگلاخ است و همهجا در وسط اين دو كوه بند دومه و پير صهران . و كوه بند دومه را كه طرف يمين است چون متّصل به دزدآب مىشود از اينجا به پائين آن را بند دزدآب مىگويند . و از حصاران تا شوين در هيچ نقطه آب و آبادى نيست و اطراف راه بنهء زياد و آغيج و بوته و شور نيز هست و علوفهء ديگر ممكن نمىشود . و در دامنه و اواسط كوههاى دو طرف [ را ] از طايفهء ناروئى در هر نقطه مسكن و مرتع قرار داده و براى خود چاه و چشمه نيز معيّن كردهاند . ولى از راه دور [ ست ] و به حال عابرين و متردّدين از اين نقطه فايده ندارد . شوين 357 شوين در فراز گردنه و ابتداى خشكرودى است كه از اين نقطه به نصرتآباد مىرود و هروقت باران بيايد سيل جارى شده و آب آن به نصرتآباد خواهد رسيد و الّا تمامش خشك [ است ] و چشمه نيز ندارد و مگر همين نقطه منزلگاه كه همه وقت يك چشمه [ 236 ] آب شيرين گوارا دارد . و علوفهء صحرائى براى شتر مثل تاگز و شور ممكن [ است ] و علفى كه مفيد و خوراك اسب و قاطر و اولاغ باشد يافت نمىشود . ولى اقسام بوته و بنه و آغيج و هيزم بسيار [ و ] در كوهستان او نيز شكار