عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
208
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
يسارش همان جلگهء سابق الذكر [ است ] و يمين تلّ و ماهور و در اين نزديكيها كوه نيست . راه كلوكه 349 از كورن تا كلوكه شش فرسخ و خطّش به جنوب شرقى سير مىكند و همينكه نيم فرسخ بگذرى به گردنه مىرسد و از آنجا گذشته راه جزئى سراشيب و نرم و هموارست . و در يسار به رودخانهء خشكى مىرسد كه منبع آب آن هنگام نزول رحمت از كوه نازيل است كه دست راست جادّه و دو سه فرسخ دور است . ولى مادامى كه باران نيايد و سيل حركت نكند آب در اين رودخانه يافت نمىشود . و اطراف اين راه جلگه و طرف يسار تل و ماهور چند است . و همهقسم علوفهء صحرائى از قبيل تاگز و شور و درمشو و ساير بوتههاى مختلف بسيار است و آهو هم در اين دشت و صحرا زياد ديده شده . كلوكه 350 كلوكه مزرعهاى است قنات آب و ملكى كدخدا بلكاك كه شرح حالش گذشت [ 233 ] و مزرعهء مزبوره آبش گوارا و قريب ربع سنگ ، و محصولش منحصر است به غلّه ، و مختصر قلعهء رعيتى هم از سوابق در آنجا ساختهاند . و زعيم و عملهء آن در پلاس مسكن دارند و طايفهء كدخدا بلكاك كه آنها را اسمعيل زهى مىگويند در همين حوالى مرتع دارند . كوه بند دومه - كوه پير صهران 351 و طرف يمين او كوه كمطول پرعرضى است كه آن را « كوه بند دومه » مىگويند و يك فرسخى تخمينا از كلوكه دور است و همهقسم درختهاى كوهستانى مثل بنه و آغيج و غيره زياد [ ست ] و شكار كوهى نيز دارد . و در يسار به فاصلهء نيم فرسخى كوهى است كه آن را « پير صهران » « 1 » مىگويند و در كوه پير صهران همهقسم درخت و علوفه و شكار كوهى زياد است و از رودخانهء نازيل هم در اين نقاط جستهجسته چشمه و آبهاى شور جارى است .
--> ( 1 ) - جغ : سهران ( آبادى ) .