عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
174
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
محصول 275 يكى دو مزرعهء خيلى محقّر بىاسم و رسم هم در اين حوالى و اطراف هست و محصول اين مزارع منحصر است به ارزن و ذرّت معروف به « هرد » كه شرحش گذشت و جو و جزئى گندم . ولى اين مزارع به هيچوجه قنات و چشمهسار نيست و به اصطلاح اهالى اين نقاط « بشكار » است كه در ساير جاها اين نوع زراعت را « ديمهكار » مىگويند . و در زمستان بذر آن را با آب باران زراعت نموده آبيارى آن را منوط به بذل توجه عملجات قضا و قدر مىدانند . و از حسن اتفاقات زمينش به اصطلاح اهل فلاحت و ملّاكين طورى « دلدار » و آب نگهدارست كه همان رطوبت اوّليّه تا آخر سال باقى است و علاوه بر اين قوهء ماسكهء اين زمين - محض نزديكى به دريا - هر صبح طورى صحراى او را شبنم مىزند كه به هر برگى چند قطره آب آويخته است . مجملا به يك آب زراعت و مختصر باران ثانوى محصول آنجا كاملا خوشه مىبندد و در سنوات خوب از اين چهارده پانزده مزرعه زياده از دو هزار خروار محصول بهعمل مىآيد . و غير از اين چهار نمره [ 183 ] جنس ، هيچ قسم محصول و نخل و ميوه در آنجا يافت نمىشود . و مالكين آنها كه از همين بلوچ متفرقهء دشتى بىسر و پا است در خانههايى حصيرى معروف به كتوك سكونت دارند . اهالى دشت 276 اهالى دشت به همهقسم و همهجهت قريب هزار خانوار و زياده از سه هزار نفر مرد و زن [ است ] . و در اين حوالى هم كوه مرتفع با اسم و رسمى نيست و در جلگهء وسيعى واقع است كه از طرف جنوب به فاصلهء شش الى هفت فرسخ به خليج فارس متّصل و از طرف غرب جنوبى به فاصلهء سى فرسخ به ملكان چيده كه حدّ و سدّ است ما بين خاكدشت و جاشك منتهى مىشود . ملكان چيده 277 و از دشت سه منزل است تا ملكان چيده كه اولى مزرعهء ملك و دويّمين مزرعهء سورك كه جزو مزارع دشت و كوشه و سيمين ملكان چيده است . و در آنجا چاهى است و پهلوى آن چاه دو سه هزار من سنگ بالاى هم ريخته و حدّ و سدّ قرار دادهاند . از رطوبت زمين اين حدود و گرمى و حدّت هوا آنچه نويسم كم و نمونه از