پير آمده ژوبر ( مترجم : على قلى اعتماد مقدم )

78

مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى )

يك قارى كه برايش قرآن مىخواند و ديگر افسرى كه منصب باش چاودار « 1 » داشت . فرماندار ارزنة الروم ، ناظر معادن ، و كسان ديگرى نزد او بسر مىبردند كه از هيچ فرصتى براى اداى چاپلوسيهاى خيلى اغراق‌آميز كوتاهى نمىكردند ؛ و هنگامى كه بيگلربيگ زور و چابكى خود را خواه در پرتاب ديسك خواه در زوبين نشان مىداد آنان از ستايش او دريغ نمىكردند . بارى ، يك غلام سياه داشت كه نوعى دلقك بشمار مىآمد و در مواقعى كه فرصت اين كار را داشت سخنرانى مىكرد و اداهاى خيلى شگفت از خود درمىآورد ؛ و در نتيجه هميشه از اربابش چند سكه طلا دريافت مىكرد . اردوگاه يوسف پاشا در انتهاى يك جلگهء فراخ و حاصلخيز قرار داشت و بهترين دسته‌هاى سپاهى زير فرماندهى او در همسايگى قصبه‌اى كه اين سردار در آنجا مستقر بود جاى گرفته بودند . در اين قصبه به دستور او مسجدى « 2 » و كوشكى كه داراى چند منزلگاه بود ساخته بودند . آلبانىها مردمانى هستند كه هدايت آنان دشوار است ، تركمن‌ها مردمى نيمه ايلياتى هستند كه زورشان به سواريشان است ، مردم آناطولى « 3 » كارامانى و استان‌هاى ديگر كه در كرانهء دريا ، از مئاندر « 4 » تا اوردنت « 5 » هستند يا در زير چادر جاى دارند يا در زير كلبه‌هاى خاكى پناه مىبرند يا در دهكده‌هاى نزديك آنجا اطراق مىكنند . اين دسته سپاهيان نه رخت خوب دارند نه خوب مسلح و منظم هستند . با اين همه ، برتريهاى آنان بر مردم جانيك و بيم از بيگلربيگ و به ويژه حسن تفاهم با چوپان اوغلو سبب مىگرديد كه هيچگونه

--> ( 1 ) - Bach - tchohodar افسرى است كه مأموريت‌هاى خيلى مخفى و گاهى اوقات كمى دور از شرافت را انجام مىدهد . ( 2 ) - يوسف پاشا در اجراى تكاليف مسلمانى خود هيچگونه اهمالى را روا نمىداشت . ( 3 ) - در قسطنطنيه ، مسلمانهاى آسياى صغير را اين‌گونه توصيف مىكنند . ( 4 ) - Meandre به تركى مئندر . ( 5 ) - به عربى العاصى .