پير آمده ژوبر ( مترجم : على قلى اعتماد مقدم )

74

مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى )

ما در طوپراق قلعه خوابيديم و فردا بامداد از اين شهر راه افتاديم تا از جدك يا تنگ كوسه داغ « 1 » بگذريم و بعد به پاسين « 2 » يا پاسيانى « 3 » سرازير شويم و از دلى بايا بگذريم . برف كه بر روى هم تل شده ، تنگ را بىاندازه دشوار كرده بود . چند تن از همراهان كاروان به اين فكر افتادند كه در برابر پرتو شعاع آفتاب كه از انعكاسش بر روى برف چشمها را خيره مىكند بر روى سر خود پارچهء سياهى ببندند و خود را از اين خيرگى حفظ كنند و چيزى شبيه عينك كه به‌جاى شيشه ، بافته‌اى از پشم قهوه‌اى رنگ به آن چسبانده بودند بر چشم نهادند . برخى ديگر براين احتياطات چيزهاى ديگرى افزودند و سوراخ بينى خود را بستند . آنان ادعا داشتند كه اين وسيلهء اطمينان‌بخشى است براى جلوگيرى از نوعى چشم درد كه بىاندازه دردناك است و آن نتيجهء منعكس شدن چنين پرتوى بر روى برف است . ما اين موضوع‌ها را به اهل فن وامىگذاريم تا دربارهء تأثير اين طرز محافظت داورى خود را بكنند . دستهء كوچك ما به آرامى از جدك بالا مىرفت . كوچكترين وزش باد هم‌سفرانم را پريشان مىكرد ؛ چون آنان مىترسيدند كه اين نشانهء مقدمهء يك كولاك باشد . تازه از قلهء خيلى بلند كوه گذشته بوديم كه ديديم در ميان برف جنازه‌هاى آدم و اسب و عدلهاى جنس پراكنده شده است . روز گذشته يك كاروان ايرانى در بوران برف غافلگير شده بود . كردهاى ما اميدوار بودند كه دستبردى بزنند و عدلهاى جنس را به يغما ببرند و ليكن جز خشكبار چيز ديگرى نيافتند .

--> ( 1 ) - دربارهء اين كوه قبل از اين صحبت كرديم و آن را در جهان‌نما ( صفحهء 464 ، چاپ تركى ) كوس داغ داده است . ( 2 ) - Pasln ( 3 ) - Paslani مىدانيم كه اين نام از فازيان مشتق شده و يونانيهاى دورهء بيزانسى آن را به سرزمينى كه رود ارس در اين بخش ارمنستان بزرگ آن را مشروب مىنمود داده بودند . به جغرافياى باستانى دانويل ، جلد دوم صفحهء 100 و يادداشتهاى سن مارتن Saint - Martin جلد اول ، صفحهء 107 و جز اينها نگاه كنيد .