پير آمده ژوبر ( مترجم : على قلى اعتماد مقدم )
75
مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى )
گزنفن « 1 » گزارش داده است كه يونانيان به چه دشواريهائى برخورد كردند تا اينكه از اين تنگ توانستند بگذرند . رشتهء جدك امروزه مرز ميان سرزمين سيلوان « 2 » ( سيلوانه ) و پاشانشين ارزنة الروم است . ما در دشت پاسين چهار هزار سوار نظام ترك ديديم كه مقصدشان اين بود كه چنانچه پاشاى بايزيد بخواهد ايستادگى كند با او نبرد نمايند . سرما مدت پنج روز ما را سرجاى خود نگهداشت يعنى تا سوم مارس در ارزنة الروم مانديم . من ديگر احمد بيگ ناظر گمرك را كه از من با روى خوش در هنگام نخستين عبورمان پذيرائى كرده بود بازنيافتم . او را كه به عنوان دست پروردهء درياسالار شجاع بدبخت حسين پاشا شناخته بودند در دورهء غيبت من به يك جزيرهء مجمع الجزاير اژه « 3 » تبعيد نموده بودند . مرا نزديكى از مهمترين افنديهاى ارزنة الروم جاى دادند . در آنجا از آزادى كامل برخوردار نبودم و ليكن در آنجا مردمان سرشناس شهر را ديدم كه دربارهء پيشرفت وهابيها به سوى بغداد خيلى سرشان گرم بود در آنجا به من اجازه دادند كه به آقاى دوپره ، كنسول فرانسه در طرابوزان نامهاى بنويسم و براى خريد برخى كالاها نيز از خانه خارج شوم . اردوى بيگلربيگ را كه ما به سويش مىرفتيم نزديك دهكدهء اندرس برپا كرده بودند و آن در هشتاد فرسخى غربى ارزنة الروم بود . ما يازده روز وقت مىخواستيم تا به آنجا برسيم . سرزمينى را كه ما بايد مىگذشتيم با آنكه بطور كلى كوهستانى بود ولى به نظر من خيلى قابل كشت بود ، اما به اندازهاى از دست سوار نظام آسيب ديده و تاراج شده كه دهكدهها به كلى از سكنه خالى گرديده بود . ما پس از بيست و چهار روز كه از بايزيد « 4 » راه افتاديم به اين اردوگاه رسيديم
--> ( 1 ) - « بازگشت ده هزار نفرى » كتاب چهارم ، بند ، 23 . ( 2 ) - Selivan ( 3 ) - Archipe ( 4 ) - آغاز اسارت ما پنجم ژويه بود و چهاردهم مارس سال بعد به پايان رسيد و آن روزى بود كه به يوسف پاشا رسيديم و مدت آن هشت ماه و سيزده روز مىشد .