پير آمده ژوبر ( مترجم : على قلى اعتماد مقدم )

71

مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى )

چون رشته‌هاى ناگسستنى مىدانند « 1 » عشق و احترام خيلى كم در علل گزيدن همسر دخالت دارد . با اينهمه نمىشود گفت كه كردها اين دو احساس را نمىشناسند . هيچيك از آنها در هر مقام و سنى كه باشد نمىتواند بىرضايت پدر و مادرش زناشوئى كند . حكايت زير نمونه‌اى است از قدرت پدرى در كردستان ؛ و همچنين نشان مىدهد تا چه حد كردها به سيه‌روزان احترام مىگذارند . محمود آقا چنان كه پيش از اين گفتم فرماندهء دژى در بايزيد بود كه ما زندانيانش بوديم . او در ميان مردمان شرور زائيده شده بود و ليكن كاملا پرهيزگار بود . دوستانش چندين بار خردمندى و پندهايش را آزموده بودند و دشمنانش هنوز از نيروى بازوانش سخت بيم داشتند . او نوه‌اى داشت كه ارزشش حتى در ميان مردمان دلاور كرد شهرت يافته بود ، او نامش حسين بود و مىخواست كه با دختر جوانى كه فريفته‌اش گرديده بود زناشوئى كند ولى نمىتوانست رضايت پدربزرگ خود را به دست بياورد و مخالفت او مانعى ايجاد مىكرد كه ديگر نمىشد آن را از ميان برد . بيهوده براى نرم كردن اين مرد سالخورده به دعاها و اشك‌ريزىها و حتى به پشتيبانى پاشا متوسل شدند و همهء اين كوششها بىنتيجه ماند ؛ عاشق نوميد ، پدر و مادر و دوستانش نمىدانستند كه با چه وسيله‌اى از محمود آقا اجازهء اين كار را كه همگى خواهانش بودند به دست بياورند . اما ناگاه بيادشان آمد كه ديرگاهى است كه يك غريب بدبختى در زندان آه و ناله مىكند . اين‌گونه داورى كردند كه آواى يك ضعيف ستمديده مستجاب مىشود . پس نزدم آمدند و با التماس از من خواستند كه براى خاطر حسين ميانجيگرى كنم و منهم به اين خواهش تن دردادم . در آغاز نفهميدم كه محمود آقا كه تا آن زمان در برابر اين همه اصرار ، ايستادگى كرده بود چگونه در برابر التماس‌هاى من تسليم خواهد شد :

--> ( 1 ) - نزد عبرىها نيز چنين است . قوانين موسى مىگويد كه اگر دوشيزه‌اى كه نامزد شده ، خود را به مرد ديگرى تسليم كند او و آن مرد بايد كه مانند زناكاران سنگسار بشوند . ( آخرين كتاب از اسفار خمسه ، فصل 22 ، بند ، 23 )