پير آمده ژوبر ( مترجم : على قلى اعتماد مقدم )
68
مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى )
يك پرده به پردهء ديگر مىرود ؛ او چند كلمه تلفظ مىكند و با آهكشىها و گريههاى خونين آواز را قطع مىكند و با فريادهاى ترحمانگيز آن را پايان مىدهد . بهدرستى و نرمى صدا خيلى كمتر از بلندى آن ارزش مىگذارند ، و براى آنكه آوازهخوانى را بستايند مىگويند كه صدايش را از يك فرسنگ مىتوان شنيد . در حقيقت آواز براى آنان هنگامى كه در كوهستانها سرگردانند وسيلهاى است كه نشان بدهد كه آنها كجا هستند . كردها به دزدى خيلى راغب هستند . شايد يكى از دلايل جابجا شدن دائمى آنها همين تمايل به راهزنى باشد . دلايل ديگر ذوق آنان در داشتن زندگانى آواره و دربدرى ، همسايگى با يك ايل دشمن ، يا نبودن چراگاه يا سختى فصل است ؛ زمستان درپى يك پناهگاه هستند كه زير سقف يك كشاورز بسر برند ، همان كشاورزى كه در تابستان قسمتى از محصول او را كش رفتهاند . به علت اجبار آن حس استقلالطلبى و وحشىگرى را كنار گذاشته و اكنون خود را نرم و فرمانبردار نشان مىدهند و با ميزبانان خود تا اندازهاى خوب كنار مىآيند . با نزديك شدن بهار ، كردها آن نوع زندگانى را كه دلخواهشان است از سر مىگيرند . معمولا جاهائى را كه براى چادر زدن خود مىگزينند جلگههاى شادىآورى هستند كه در كنار جويبارى واقعند . چادرهايشان را كه از خانههاى خيلى باشكوه شهرنشينان برتر مىدانند از يك پارچهء پشمى سياه رنگ و خشن تركيب شده و بلنديش خيلى كم است . پيرامون آن را با شاخههاى نى پوشانده و باروبنهء خود را در آن مىگذارند و اغلب تاراجىهاى كاروانها در آنجا نگهدارى مىشود . اين نوع محوطهء پرچيندار خيلى سبك و براى جابجا شدن خيلى آسان است و آن را نيز براى جدا كردن مسكن مردها از زنها و آغلسازى براى گلهها به كار مىبرند . يك سوراخ كه قطر و گوديش بيش از چند پا نيست كار تنور و آشپزخانه را انجام مىدهد و آن را درميان هر چادرى مىبينيم كه به كمترين وزش بادى ، دود همهجا را مىگيرد و با آنكه خيلى ناراحتكننده است ولى مرد و زن و كودك به آن خوى