پير آمده ژوبر ( مترجم : على قلى اعتماد مقدم )
67
مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى )
و تيرگى آسيا گرديده است . و ليكن بزرگى و زيبائى چشمانشان ، بينى عقابى آنها ، سفيدى رنگ پوستشان و بلندى اندامشان اين ادعا را تكذيب مىكند . آنان به دين اسلام هستند و همهء آنها كه قوانين شاه ايران را به رسميت مىشناسند بىاستثناء از پيروان عمر مىباشند . طرز رخت پوشيدن آنها گرچه با كردهاى عثمانى فرق دارد ولى شكل آنها بههم نزديك است ؛ جامهشان سبكتر مىباشد و روپوشى پشمين از پشم بز سياه بر روى آن مىپوشند و بهجاى يك عمامه ، آنها يك شبكلاه سرخ بلند دارند كه شال ابريشمى راهراه به رنگهاى خيلى تند و زننده به دورش مىپيچند و منگولههاى ابريشمى بىشمارى به انتهاى آن مىآويزند كه تا شانههايشان فرو مىافتد . اين آرايش خيلى به آنها مىآيد . آنان سر خود را مىتراشند و سبيل مىگذارند . تنها پيرمردان هستند كه ريش دارند و مىگذارند كه دربيايد . كردها در نيزهبازى و سواركارى بسيار چابك و استادند . مهمترين مشغوليات اين چادرنشينان پرورش گاو و بز و گوسفند و زنبور عسل است . در زبان كردى « 1 » ، زبانى كه از عربى و فارسى تركيب شده و به چندين گويش بخش مىگردد كلمهء « مال » « 2 » كه معنايش دارائى بهطور اعم مىباشد در نزد اينان به معناى گلهها بويژه به كار مىرود . تمرينهاى نظامى اصلىترين سرگرمىهاى كردهاست . آنها خيلى قصه دوست دارند و در نغمههائى كه مىسرايند موضوعش بيشتر ، عشقهاى هرزه ، زد و خوردها يا پيشامدهاى غمگين و فراموش نشدنى است . دربارهء مرگ دو پاشاى بايزيد و گرفتارى ما غزلى ساخته بودند . موسيقى كردى با آنكه ساده است از هنر كاملا عارى نيست . با حالت و اندوهآور مىباشد . آوازهخوان كرد صداهاى يكنواخت را مىكشد و با تناسب از
--> ( 1 ) - پرگارزونى مبلّغ ايتاليائى دستور زبان كردى را انتشار داده و در ديباچهء آن به جزئياتى پرداخته كه به نظر من اغلب آنها كهنه شده است . ( 2 ) - اين كلمه اصلش عربى است و به زبان تركى و كردى و فارسى درآمده است .