پير آمده ژوبر ( مترجم : على قلى اعتماد مقدم )

49

مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى )

فصل هشتم بروز طاعون در بايزيد - يكى از زنان محمود پاشا دچار طاعون شد و مرد - صالحيه وسايل آگاه كردن دربار ايران را از گرفتارى ما فراهم نمود - پاشا نيز دچار طاعون شد - او مىخواست كه ما را نابود كند ؟ ؟ - دلاورى و جوانمردى محمود آقا - مرگ پاشا - احمد بيگ پسرش جانشين او گرديد - او نيز درپى آن بود كه ما را از پاى درآورد - طاعون به نوبهء خود او را دچار كرد - آشفتگىها و پشيمانىهايى كه او دچار شده بود - مرگ او - ابراهيم عمويش جانشين او گرديد . طاعون اين بلاى عمومى وحشتناك كه آنقدر آسيب در شرق وارد مىآورد بيش از هشتاد سال بود كه به سرزمين شهر بايزيد آسيبى نرسانده بود ؛ ولى هنگامى كه ما زندانى شديم با سختى هويدا شد و ظهور آن را نشانه‌اى از خشم آسمانى بشمار آوردند . برحسب ظاهر اين بيمارى را كاروان بازرگانان جزيره ( بين النهرين ) با خود همراه آوردند و اين كاروان در تفليس گندم ، خرما و محصولات ديگرى را كه در اين بخش آسيا به دست مىآيد مىفروشد . بايزيد دو بخش است : شهر بالائى كه تيره‌هاى كرد در آن ساكن است و در آنجا هر ايلى براى خود محله‌اى جداگانه دارد و ديگر شهر پائينى كه ارمنىنشين است . در بخش بالائى بود كه واگيرى آسيب فراوان رساند و كردهائى كه دچار