پير آمده ژوبر ( مترجم : على قلى اعتماد مقدم )

48

مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى )

باشم و از طالع خود نااميد نشوم . سپس با دقت تمام درهاى كاخ را بازرسى كرد و برگشت و بر روى حصيرى كه در تالار بالاى سياه‌چال ما افكنده بودند خوابيد . تمام شب اغلب از خواب مىپريد ، مىجست و سلاحهاى خود را به دست مىگرفت ، با اين سروصدا ، ما هر چهار نفر بلند مىشديم و آخرين ساعتهاى زندگى خود را به چشم مىديديم .