پير آمده ژوبر ( مترجم : على قلى اعتماد مقدم )
21
مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى )
خود را با دستپاچگى به سوى يك درهء دور افتاده و ژرفى رسانيدند . راهنماى ارمنى ما كه همهء پيچ و خمهاى كوهستان را مىشناخت ما را از جادههاى دشوار تا كنار يك رودخانهء كوچكى رسانيد كه مارپيچ از ميان دشت كه با گل ميناسازى شده بود مىگذشت و شبه جزيرهاى مىساخت . صخرههائى با شيبهاى تند و يك غار كه مدخل آن كم پيدا بود به ما اميدوارى مىداد كه اين بازگشت مىتواند ما را از چنگال راهزنان برهاند . خستگى و كوفتگى راه ، بىسروصدائى شب ، خنكى هوا ، عطر گياهان خوشبو كه فضا را پر كرده بود همهء اينها ما را به آسايش مىخواند ؛ و ليكن دشمنان پرآزى كه ما را درميان گرفته بودند نمىگذاشتند كه خودمان را آمادهء خواب كنيم . با اينهمه ما بار اسبان را برداشتيم و آنها را رها كرديم تا بچرند . نزديك ميانههاى شب بود كه يكى از كسان ما بىسروصدا از ما جدا شد تا آنكه اسبها را دور كند و همراه خود بياورد . در تاريكى شب ما گمان كرديم كه او يك كرد است و چندين تير شمخال به سوى او انداختيم كه از خوشبختى به او نخورد . آنگاه از ترس اينكه با صداى اين تيراندازى راهزنان به جايگاه ما پى برده باشند همان لحظه به راه افتاديم و سحرگاهان به قلهء پرشيب كوسه داغ « 1 » رسيديم و از آنجا مىتوان رشتههاى مختلف طوروس را ديد كه از اين نقطه به نظر مىآيند كه از شمال غربى به جنوب شرقى امتداد مىيابند . بطور كلى رشته كوههائى را كه ياد كرديم ، پيشينيان با طرز مبهمى در بارهشان سخن گفتهاند و آنها را بنام طوروس « 2 » كه از حدود مرزهاى مشترك سيليسى
--> ( 1 ) - ترجمهء تحت اللفظى كوه كوسه ( بىريش ) ( 2 ) - نام طور در كلدانى معناى كوه مىدهد و همچنين در زبانهاى ديگر باستان شرق همين معنى را مىدهد . عربها اين نام را به كوههاى سينائى و طبور مىدهند و مىگويند جبلطور يعنى شاه كوهها و همينطور مردمان سيسيل كوه اتنا را به نام كوه جبلو به غلط نامگذارى كردهاند .