پير آمده ژوبر ( مترجم : على قلى اعتماد مقدم )

پيشگفتار مترجم 13

مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى )

گفتارى دربارهء زندگانى نويسندهء كتاب ژوبر ( پير - آمده اميلين - پروپ ) در اكس ان پروانس در سوم ژوئن 1779 زائيده شد و در بيست و هفتم ژانويه 1847 در پاريس مرد . او از جملهء دانشمندان مشهورى است كه زيردست سيلوستر دوساسى به بار آمد و سبب گرديد كه فرانسه در آغاز آن قرن در زمينهء بررسىهاى شرقى در رديف نخستين قرار بگيرد . براى دوران زندگيش مىتوان دو دوره درنظر گرفت كه به كلى از هم جدا هستند : دورهء اول مربوط به زمانى است كه خيلى فعال و در لشكركشى مصر همراه ناپلئون بود و پس از بازگشت استاد زبان تركى در آموزشگاه زبان‌هاى زندهء شرقى در پاريس گرديد و در ضمن كارهاى آموزشى چندين بار ناچار شد كه كرسى استادى را رها كند و به مأموريت‌هاى سياسى برود . در دورهء دوم زندگيش كه دوبار تغيير حكومت در فرانسه داده شد وى به انتشار بررسىهاى جدى پرداخت و بخشى از آن مربوط به كارهاى شرق شناسان خيلى زبردست اروپا بود . ژوبر از خانوادهء سرشناسان پروانس بود . پدرش وكيل دعاوى بود و ميرابو از او خواست كه در عمل طلاق دادن زنش او را يارى كند وگرچه نتوانست از عهدهء اين كار برآيد ولى دوستى اين سخنران بزرگ را به خود جلب كرد و به‌سمت دادستان بخش فوش دورن گماشته گرديد . ژوبر نخستين دورهء آموزشى خود را در كلژدكترينر گرفت . در 1793 هنگامى كه حكومت ترس و وحشت افتلابىها بر همه جاى فرانسه دست انداخت او گواه صحنه‌هاى خيلى هراسناك شد . پدرش از محل كارش گريخت و به پاريس پناهنده شد و خوشبختى او در اين بود كه ياران چندى در آنجا داشت . بعد تصميم گرفت كه زن و شش فرزندش را نزد خود به پاريس بياورد . ژوبر از همهء بچه‌هايش بزرگتر بود و به زور سيزده سالش مىشد . ليون علم سركشى برافراشته بود و جنوب فرانسه مسلح گرديد . ژوبر به هواداران پيوست و تفنگ به دوش گرفت . . . در سال سوم او جزو نگهبانان ملى درآمد و در سال چهارم كارمند وزارت جنگ گشت . از همان زمان كودكى علاقهء بسيارى به كشتيرانى داشت و در ضمن خودش را براى ورود به آموزشگاه دار الفنون آماده مىكرد ولى در مسابقه پذيرفته نشد .