پير آمده ژوبر ( مترجم : على قلى اعتماد مقدم )

98

مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى )

پاسخ گفتند « اينها آن هدايائى هستند كه شايستهء ما و تو مىباشند » همين‌كه اين سخنان را گفتند رختهاى خود را پس‌زدند و سران بريدهء خونين چند تن از دشمنانش را به او نشان دادند . مراد از اين پيشكشى خشنود شد و به مردم وان امتيازهائى را كه هنوز هم از آن برخوردار هستند ارزانى داشت . ملاذگرد « 1 » بر روى صخره‌هاى آتشفشانى ساخته شده است . با ديدن منظرهء اطراف اين شهر كه آتش‌هاى زيرزمينى پيش از اين زيرورو كرده بود يك نوع غمناكى به آدمى دست مىدهد و هنگامى كه به اين شهر نيمه ويران درمىآئيم براين اندوه افزوده مىشود . اين شهر در ده فرسخى سجان‌داغ « 2 » واقع شده و بنابر گزارش مردمان آنجا سه روز مىبايست راه‌پيمائى كرد تا بتوان آن را دور زد . قلهء آن به نظر من خيلى بلند آمد ولى به گمان من بر خلاف آنچه حاجى خليفه « 3 » ادعا مىكند نمىشود آن را از پنجاه فرسنگى ديد . اين كوه هميشه از برف پوشيده شده است . ده فرسخ دورادور اين كوه را تخته سنگهاى سترك مواد آتشفشانى به رنگ خاكسترى احاطه كرده كه بر روى آنها چراگاه است و گله‌ها علفهاى لطيف و كمياب آن را مىچرند . گاه‌گاهى ديده مىشود كه از پاى اين صخره‌ها چشمه‌هاى آب سرد و زلال جوش مىزند . در پاى سجان‌داغ به يزيدىها كه از ايل كرد هستند و در زير عنوان شيخ بزرگ اهريمن را مىستايند و خود را از قيد و بند هرچه كه قوانين ايزدى و انسانى ممنوع دانسته آزاد مىدانند برمىخوريم . به بهانهء شگفتى مىگويند كه چون خداوند اصولا درست و نيك مىباشد بيهوده است كه او را بستائيم و به همين سبب هيچگونه تكليف دينى براى او انجام نمىدهند ؛ با آنكه به پروردگار پىبرده‌اند و حتى بيشتر پيغمبرانى را كه عيسويان و مسلمانان به آنان احترام مىگذارند اينها نيز قبول دارند .

--> ( 1 ) - در زبان ارمنى مناذگرد يا مناواذگرد يعنى شهر مناواذ . ( 2 ) - Seiban - Dagh ( 3 ) - جهان‌نما ، صفحهء 413