پير آمده ژوبر ( مترجم : على قلى اعتماد مقدم )

88

مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى )

در شرق : كليساهاى عيسوى هيچگونه نمايش چشم‌گيرى مانند پرستشگاه‌هاى ما در اروپا ندارد . كسانى كه دين عيسوى دارند و در آنجا زيست مىكنند در خود احساس تعلق و وابستگى به آن مىنمايند . در ورودى كليسا هميشه به سوى شرق باز مىشود و آن را تنها با يك صليب مىتوان از مسكن معمولى مردم تشخيص داد . در داخل آن يك مهرابهء خيلى ساده و چند نقاشى خشن تنها زيور آن به شمار مىآيند ولى ارمنىها هنگام ورود به كليسا با پاى برهنه داخل مىشوند . كشيشان جامهء سفيدى به تن دارند و آوازشان از زبان متداولى تركيب شده و غريو آن از هنگام برخاستن آفتاب به گوش مىرسد . اگر آنها آهنگ خوش و از خود بى خود كنندهء آوازهاى ايتاليائى را ندارند ولى اثر و شكوه آن دست كمى از آنها ندارد . يك اروپائى با شنيدن آنها نمىتواند تحت تأثيرشان واقع نشود ؛ حال خواه اين تأثير به سبب سادگيش تا روح نفوذ كند خواه كه ميهن را با نخستين تأثير دوران كودكى به ياد بياورد ، اثرهائى چنين شيرين و نيرومند بويژه هنگامى احساس مىشود كه شخص در كشورهاى دوردست افتاده باشد . همه‌چيز در ميان ارمنىهاى ده‌نشين از نيكخواهى و نرمى سخن مىگويد . راستى مىتوان گفت كه سادگى مخصوص خلفاى نصارى و بيگناهى آنان در آغاز عيسويت را در ميانهء آنها مىتوان بازيافت . همسر مهربان و فرمانبردار به زور چشمان خود را به روى شوهرش جرأت مىكند كه بيندازد ؛ او زمانى كه با كسى جز شوهرش سخن مىگويد سرخ مىشود . دختر هرگز در برابر پدرش نمىنشيند و پيرمرد جز با اشارهء يك چشم نيازى ندارد كه انديشهء خود را بازگو كند و بدين‌سان بيدرنگ نظرش اجرا مىشود . ارمنىهائى كه به شهرها كوچ كرده‌اند بىگفتگو بسيارى از اين صفات گرانبهاى خويش را از دست داده‌اند . معذلك بايد اذعان كرد كه ارمنىها در بازرگانى خيلى هوشيار و پاك‌دامنند . آنها مانند يونانيهائى كه در تركيهء اروپائى هستند و قبطىهاى مصر مأمور اخذ كليهء وجوه ماليات دولتى در قسمت آسيائى تركيه هستند . آنها را تقريبا در همه‌جاى آسيا و حتى در هندوستان