موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )
93
مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )
بيش از يك در نداشته باشد . رئيس خانه عموما در حياط جلو منزل مىكند ديوارها مرتفع و بقدرى ضخيم است كه انسان و حتى حيوانات اهلى هم مىتوانند هنگام شب بالاى آن كشيك بكشند كه كسى دستبرد بخزائن حرم نزند . تاريخ بزرگ ارمنستان كه در كليساى ايچ ميازين محفوظ است نخجوان را همان شهر قديمى ارتاگزات معرفى مىكند مىگويند سابق بر اين سىهزار عمارت در اين شهر بوده ولى فعلا به زحمت بهزار ميرسد و چون محتمل است كه حضرت نوح اين شهر را ديده باشد ارامنه حتم دارند كه مؤسس شهر اوست . نخجوان را رودخانهء كوچكى به دو قسمت منقسم كرده آبشار كوچكى در آن تشكيل ميدهد - قسمت غربى آن عبارت از قلعهاى بود كه روسيها در زمان گرفتن اين شهر آن را خرآب كردهاند و چيز قابل ملاحظهاى ندارد مگر يك برج كه مستور از خطوط هيرگليفى است و بقاياى دروازهاى كه نصفش خراب شده و دو ستون به شكل مخصوصى از آن باقى است كه بلاشك يادگار فتح اميرتيمور است . قبل از حركت سفير از كلبعلى خان ملاقات كرده با او خداحافظى كرد . سيزدهم مه با جمعى از معاريف ايرانيان از شهر خارج شديم - اطراف شهر جز كوههاى خاكى زردرنگ چيزى نداشت ، قلهء كوه مارها نيز از فاصله زيادى نمايان بود ، بفاصله چندين ورست از شهر از رود نخجوان گذشتيم - چنين به نظر ميرسد كه سابقا اين رودخانه بزرگتر بوده چون خرابهء پل عالىاى كه سابقا بر آن بسته بودند بايد در حدود دوازده چشمه داشته باشد ولى فعلا بيش از شش چشمهء آن ديده نميشود چيزى كه تازگى داشت اين بود كه پايههاى پل را بموازات جريان آب نساخته بودند بلكه با آن زاويهاى احداث ميكرد . بعدازظهر بساحل رود ارس رسيديم « 1 » و حال آنكه بيش از يك ميل از ايروان دور نشده بوديم - در اينجا رودخانه زاويهاى احداث كرده بود كه مجبور بوديم از آن بگذريم در مواقعى كه جريان آب سريع باشد عبور از آن بوسيلهء الوارهاى
--> ( 1 ) استرابون مىگويد ارس مستقيما به بحر خزر ميريزد ولى امروزه آب آن با رودخانه كورا توأم مىشود - بستر قديم اين رودخانه بفاصله كمى از ساحل به خوبى نمايانست