موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )

80

مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )

چون منزل سفير كوچك و گنجايش پذيرائى سردار را نداشت لازم بود در باغ خود سردار اين پذيرائى به عمل آيد ، ايشان هم دريغ نكرده فورا واگذار كردند ما هم قبلا موزيكانچى و آشپز خود را بدانجاى فرستاديم . ساعت ده كه سفير بباغ رفت حكمران در عمارت انتظار ويرا داشت - تمام طول اين قلعه را از ساحل رود سانكا گذشتيم در قسمتى از آن‌كه پلى با سنگ بسته بودند با چشمه‌هاى متعددى كه داشت زيباترين مناظر را در نظر مجسم ميكرد - در داخل باغ از خيابانى بجانب عمارت رفتيم كه از آنجا قسمتى از قلعه و خانهء سردار نمايان بود - اين خيابان از روى تپه‌اى ميگذرد كه در محاصرهء ايروان روسيها توپهاى خود را بر آن نهاده بودند و همانوقت هم رعايت احترام منزل حاكم را ميكردند . اين خانه بسبك مشرق‌زمين خيلى مجلل و باشكوه ساخته شده - دور عمارت فواره‌هاى زياد ديده مىشود ، در وسط حوضى است كه فوارهء وسط آن دائم زنگ مىزند ، گويا اين صدا به گوش سردار خيلى خوش‌آيند است - اين عمارت را طبقات عديده است ولى در وسط بشكلى است كه تمام اطاقها بتالار اصلى مربوط مىشود ، در داخل تيغه‌هائى مشاهده مىشود كه بر آنها نقاشى كرده و دالانهائى دور آنها احداث شده است . براى تابستان اين بنا بهترين جاست و بتدريج دست اروپائيان اين باغ را به شكل ديگرى درآورده است . موقعى كه موزيك شروع شد ايرانيان مشغول شرب مشروب و شكلات بودند . از بستنى ما خيلى تعريف كردند چه بستنىساز خودشان اين مهارت را در كار نداشت . رقاص‌هايى كه شب گذشته در مجلس حضور داشتند از موزيك ما خيلى خرسند شده با تحصيل اجازه برقص مشغول شدند . شراب خوبى با شام صرف شد - ايرانيان در شرب آن افراط كرده از استعمال آن سير نميشدند مثلا يك ايرانى يك بطرى رم راتاته آشاميد بدون اينكه اثرى در او