موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )
81
مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )
ظاهر شود - در يك گوشه عمارت طبيب سفارت و صاحبمنصبى كه سفير در خانه او منزل داشت بمستى سخن ميراندند ، از مذاكرات ايشان چيزى در عالم مضحكتر نميشد ، دكتر ميگفت : « محمد نميدانست كه از تحريم شراب مؤثرترين ادويهء عالم و مجربترين محركات عقل سليم را بامت خود حرام مىكند » و براى اثبات اين مدعا ارباب خود حكمران را مثل ميزد . صاحبمنصب هم از شوخى خوددارى نميكرد و ميگفت اهالى ايروان كه ازين دواى بينالمللى زياد استعمال ميكنند در نتيجه معلومات طبيب فرانسوى دكتر لافوس را از خاطرش محو كردهاند و من اطمينان دارم طبيبى كه مثل سانگرادو جز آب گرم چيزى بمرضايش ندهد در ايروان خوب پذيرائى نميشود . حاكم از مشروبات و اغذيهء ما خيلى خوشش آمده بود ، از سفير تقاضى كرد كه چند بطرى رم و ليكور براى او بفرستد - اين مسلمانى كه اينهمه لاف تقدس مىزند