موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )
70
مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )
عدهء ديگرى سوار ملبس بالبسهء فاخر در راه بود حاكم عمامه و لباسى از شال كشميرى بر سر و تن داشت ، افسار و يراق اسبش طلا و خنجرى الماسنشان بكمر آويخته بود . همين كه تعارفات معموله بين سردار و سفير رد و بدل شد و بدر قلعه رسيديم سردار برادر خود را مأمور كرد كه تشريفات لازمه را در ورود ما بقلعه معمول دارد و خود قبلا داخل قلعه شد . اهالى محل متحير مانده بودند كه اين مرد متكبر كه شاه را به زور استقبال مىكند چه شده كه بسفيرى اينقدر احترام ميگذارد ، سفير هم خصوصا به اين عناوين علاقه داشت و شايد براى سردار هم سابقه نداشت كه تا استخوان از آب بارانتر شده باشد . برادر سردار ما را بمنزلى كه قبلا تعيين شده بود برد . لدى الورود البسهء خيس خود را عوض كرديم . هنگام ورود ما شليك توپ ادامه داشت . خانههاى ايران عموما ساده و يك شكل ساخته شده . ساختمان آن منحصر به چند اطاق رو بشمالست كه يك بدنهء آن بيك پنجرهء بزرگ اختصاص دارد - اين پنجره كه تمام روز باز و شب بسته مىشود بشيشههاى رنگارنگ مزين شده ، اطاقها عموما طاقچهء زياد دارد كه در خانهء ضعفا ساده و در خانهء متمولين بنقاشى و طلاكارى مزين است . بخارى عموما روبروى پنجره ساخته مىشود - اغنيا كف اطاق خود را سنگفرش كرده قالى روى آن مىگسترانند ولى فقرا روفرشىاى بيش ندارند - در هيچ خانهاى آئينه و ميز و صندلى و آنچه بدان اطلاق لفظ مبل شود وجود ندارد . ايرانيان عموما كفش خود را دم در كنده وارد اطاق ميشوند و چهارزانو روى زمين مىنشينند - براى صرف غذا روى زمين سفره مياندازند - وقتى كه يك خان ايرانى بخواهد شب را در يكى از حرمهاى خود بسر برد نازبالش مخصوص خود را قبلا بدانجا ميفرستد . در عالم چيزى مضحكتر از گردش يك ايرانى نيست - وقتى ببينند يك خارجى به طول خانه قدم مىزند بدوا گمان ميكنند كار واجبى دارد ، همين كه ديدند حركت ادامه يافت بتعجب در او نگريسته ديوانهاش مىپندارند - از خانه بيرون نروند