موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )

46

مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )

ماژور ژنرال كوتوزوف قبل از حركت سفيركبير مجلس ضيافتى ترتيب داد همين كه از مجلس خارج شديم با تمام اهالى شهر بكليسا رفتيم كه در اين سفر الطاف الهى شامل احوال ما باشد سپس بعد از 17 آوريل در حالتى كه ناقوس كليسا مترنم بود از شهر تفليس خارج شديم . كنسيه مولر سالهاى متمادى بود كه در گروزينى اقامت داشت و با وجوديكه طاعون تمام رفقايش را يكايك برده بود غريب بود كه دست رد بسينهء او گذاشته . در هنگام حركت پيشنهاد كرد كه اگر از بالا رفتن كوه‌هاى خيلى سربالائى در زحمت نباشيد با طى چند فرسخ از اين راه نزديك به كوبى خواهيد رسيد من هم پذيرفتم ضمنا دكتر پرىبل و ويليام دواساز هم با من آمدند ولى منظره رشته جبال قفقاز و جريان نقره‌اىرنگ رود كورا ما را خسته كرد . اول مغرب به كوبى رسيديم . ژنرال اشتال و ژنرال كوتوزوف با عده‌اى از پرنس‌هاى گرجستان سفيركبير را مشايعت كردند . قسمت اول مسافرت ما سخت گذشت چه آشپزها دير مىرسيدند و بالاخره شبها دير مىخوابيديم . از كوبى خرابه‌هاى ساگان لوك كه در جادهء تفليس واقعست ديده مىشود . سكنهء اين محل منحصر برطيل است . بناى آن هم چند كلبهء محقر گلى است كه مستملكات پرنس اربلييانوف را تشكيل مىدهند . در اين سرزمين يك نجيب‌زاده ديده نمىشود كه ملكهء كاترين لقب پرافتخار پرنسى را به او نداده باشد بطوريكه گروزينى بعدهء دهاقين پرنس دارد . علت آن بوده كه اين لقب در انظار عوام كوچك جلوه كرده و اگر امپراطريس فهميده بود امروز لااقل روسيها چند هزار پرنس كمتر در ميان خود داشتند . سفيركبير كه پاهايش از جراحات وارده معيب بود متناوبا گاهى با درشكه و زمانى با اسب طى طريق ميكرد ولى ساير اعضاى سفارت درشكه نداشتند .