موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )

29

مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )

و عرض آن اجازه نمىداد كه بيش از يك درشكه دوچرخه از آن عبور كند - در دست راست دره‌هاى عميق بىپايان و در دست چپ صخره‌هاى عظيمى بر ما احاطه داشت مثل اينكه مىخواهد بر سر ما فرود آيد - سطح اين معبر تنگ از كلوخ و سنگ - ريزه مفروش بود - اين محل در فصل معين بهمن زياد دارد كه هرچيزى را در سر راه خود خرد مىكند و آن فصل عبارت از اواخر زمستان و اوايل بهار است كه اثر تابش آفتاب در برف محسوس است . معمولا درين ايام مسافرين حركت شب را به روز ترجيح مىدهند . چهار ورست جاده‌اى كه گودگورا را به روشائور متصل مىكند نه مىشود گفت خوب است و نه مىشود گفت خطرش بيشتر از ساير قسمت‌هاى راه است ، بهرحال شب را در روشائور گذرانديم و آخرين زحمت را هم كه پائين آمدن از كوهى كه به همين اسم بود متحمل شديم - شيب اين كوه خيلى تند و خطراتش با وجودى كه همه‌ساله عده‌اى از مسافرين در آن تلف مىشوند كمتر از راهى بود كه طى كرده بوديم - سپس جاده به فضاى وسيعى منتهى مىشود كه برف سراسر آن را پوشانيده و در افق به مه آبىرنگى محدود مىشود ولى همين كه مسافر به تدريج جلو مىرود منظره صورت بهترى به خود مىگيرد بدين معنى كه تخته‌سنگهاى عظيم بدرخت و چمن‌زار مبدل مىشود و نغمات مرغ وحشى به گوش مىرسد ، چيزى نميگذرد كه درهء قشنگ مصفايى كه از رودخانهء اراگاه مشروب مىشود جلوه‌گر مىگردد - اين مكان داراى مزارع زيبا و قرى و قصبات زياد است بعلاوه خرابهء چند قصر عالى كه يادگار ادوار ملوك الطوايفى است در اين‌جا ملاحظه مىشود دهاقين همه سرگرم كارهاى صنعتى خويشند مثل اين است كه طبيعت پس از تحمل يك رشته صدمات و مشقات عرض راه مسافر را به جنت موعود برده باشد . در اينجا مسافر احتياجى به سوار و تفنگچى ندارد و مىتواند مطمئن باشد كه در يكى از ايالات دولت روسيه يعنى گروزينى منزل دارد - در پاى كوه در نقطه‌اى كه تمام اين موانع مرتفع مىشود بناى ساده‌اى به يادگار كلنل دونيلوف كه اين راه را در اين بيابان بىآب و علف ساخته بنا نهاده‌اند و تا انسان موانع