موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )

30

مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )

عديدهء آن را نبيند نمىتواند تصور زحماتى را كه او كشيده بكند . جريان رودخانه اراگا بر خلاف جريان رود ترك است ولى نه فقط اختلافى كه طبيعت بين اين دو رودخانه ايجاد كرده . بالاخره بمرتفعترين قلل جبال قفقاز رسيده از آنجا داخل درهء مصفائى شديم . درين دره جادهء مستقيم مشجرى احداث كرده‌اند كه يكسره به پاسانائور منتهى مىشود . فرداى آن روز كه از آنانور به دوشت مىرفتيم هرلحظه به منظرهء قشنگ تازه‌اى مواجه مىشديم اگرچه مناظر اين قسمت قابل مقايسه با سواحل اراگا نيست ولى نقاش زبردستى مىتواند پرده‌هاى قشنگ از اين نقاط بكشد . چون به دوشت رسيديم در قصر قديمى سزار هراكليوس منزل كرديم كه بنائى بود متوسط و ديوارى بر آن احاطه داشت ولى با قصورى كه در اروپا ديده بودم خيلى متفاوت بود . اين قصر بنايى است دو مرتبه كه دور آن دالان چوبى ساخته بودند و اطاقهاى آن به قدرى كوچك بود كه بيشتر شباهت به صومعهء محقرى داشت - شايد سابقا كه شاه و درباريان درين محل منزل مىكرده‌اند اين عمارت جلوه‌اى داشته ولى فعلا جاى قشنگى به نظر نمىرسد - براى اولين دفعه در اين مكان نمونه‌اى از معمارى قديم ژئورژىين را مشاهده كرديم كه چيز فوق العاده‌اى نبود . خانه‌ها زيرزمين ساخته شده و هيچ قسم سقفى ندارد بدين طريق كه ممكن است به ده يا شهرى رسيد بدون آنكه در ظاهر آثارى از آن هويدا باشد . دهم اكتبر از مشت رو به تفليس رفتيم . جاده سربالائى ولى هوا خيلى خوب بود . واقعا كسى باور نميكند كه شهر خراب مشت سابقا مقر سزارهاى گرجستان بوده باشد . رودخانهء اراگا با رود كورا كه قديم آن را سيروس ميناميده‌اند توأم شده به بحر خزر ميريزد . از محل فعلى و خرابه‌هاى متفرقى كه شهر مشت دارا است عظمت سابق آن را نمىشود فهميد و اگر حقيقت داشته باشد كه نوح نامى از اعقاب نوح نبى آن را ساخته قديمىترين شهرهاى عالم بشمار ميآيد ولى فعلا بيش از صد خانوار