موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )
21
مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )
مىشود - از جادهء كوه از دو گردنه مىتوان گذشت كه يكى از جلو قلعهء خرابهء كنستانتن مىگذرد و ديگر از كنار آن - راه اولى كه 15 ورست از مسدك فاصله دارد براى راهزنان جاده خوبيست ولى جاى خشنودى است كه اين اشخاص علنا به مسافرين حمله نمىكنند چه يك نفر نظامى بدبخت كه يك ساعت ديرتر از ما از مسدك حركت مىكرد كه چون خيال ميكر خوبست بما ميرسد غفلة كشته شد - اين خود دليل است كه راهزنان همه جا هستند ولى ديده نمىشوند . كوهنشينان ديگرى هم در اين نقاط هستند كه در قلاعى كه روسيها ساختهاند منزل دارند - عدهء زيادى هم در جوار قلعهء كنستانتن و قلعهء اليزابت سكونت دارند . قلعهء ولادى قفقاز كليد اين مملكت محسوب مىشود كه خوشبختانه به دست ژنرال دلپوزو افتاده و دائم از توسعه و مرمت آن فروگذار نمىكند - رودخانهء ترك از پاى همين قلاع نظامى مىگذرد و با وجود سرعتى كه آب اين رودخانه دارد پلى بر آن بستهاند كه گاهى در موقع طغيان آن را هم مىبرد . ژنرالى كه تاژئورژفسك همراه ما بود اظهار مىداشت كه در راه ابدا معطل نشدهايم و راه ولادى قفقاز تا دارى يلا هم ابدا خطرى ندارد بعلاوه تا حال در اين كوهها به هيچ مانعى برنخوردهايم . پنجم اكتبر روبراه نهاديم شب برف مفصلى آمده بود و ميزان الحراره رئومور پنج درجهء زير صفر نشان مىداد پس از طى مسافت شش ورست مجددا به ساحل رود ترك رسيديم . امواج رودخانه با صداى مهيبى رويهم مىغلتيد . براى تماشا ايستادم . علت اين صدا آن بود كه سنگ عظيمى معبر رود را سد كرده و تمام آب از معبر تنگى كه درين سنگ احداث شده بود مىگذشت - سر راه تنگنائى بود كه بايد همه از آن بگذريم و من از اين پيشآمد خيلى متوحش شدم . خطرناكتر از اين راه راهى نمىتوان در مخيله فرض نمود - در جلو جادهاى است سراشيب و در دست چپ درهاى كه رودخانه به صداى مهيبى از قعر آن مىگذرد . به طورى كه يك كلمه صداى يكديگر را نمىشد بفهميم . در دست راست