موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )
135
مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )
مجرمى كه بتحمل مجازات عادت كرد ، گرچه زجر و عذابى سختتر از مرگ به او دهند تحمل مىكند ، چنان كه خفيفترين مجازاتها درين مملكت چوب و فلك است و مقصر بعد از آن چند ماه قدرت حركت ندارد . ديگر از مجازاتهاى جنحهاى اينست كه متهم را با طنابى كه سراسر گرههاى درشت خورده بشكلى كه برسندان كوبند ميزنند و اين عمل غالبا بشكستن چند دندهء او ختم مىشود . يكى از برادران شاه كه هنوز در قيد حياتست در تحمل رنج و زحمت بردبارى عجيبى نمود ، بدين نحو كه فتحعليشاه مطلع شد برادرش در اغلب محافل و مجالسى كه بر عليه او تشكيل مىشود دخالت دارد . چندى بسكوت گذرانيده هيچ نگفت بلكه برادر از كردار خود منفعل شود و پيرامون اين اعمال نگردد ولى متأسفانه سودى نبخشيد و پيوسته عمليات خود را ادامه ميداد تا به حدى كه دستگير شده نزد برادرش اعزام شد . همين كه فهميد خيال شاه اينست كه چشمان ويرا بدر آورد ، بدون اندك نالهاى با انگشت چشمان خود را بيرون آورده در بشقاب طلائى نهاد و نزد برادرش فرستاد و گفت : حالا كه چشمان من اينسان طرف توجه تست بگير . ابتدا قرار نبود بيش از يكروز در ورزقان بمانيم ولى بمناسبت رسيدن كنسيه مازار و ويچ و مسيو دوريكار كه قبلا ذكر شد و در ماه ژانويه بطهران رفته بودند بيست و چهار ساعت ديگر مانديم . اعليحضرت ازين آقايان پذيرائى شايانى به عمل آورده اعلام فرموده بودند كه بلافاصله بسلطانيه خواهند آمد ، و براى خداحافظى كه شرفياب شده بودند داخل عمارت خود را بايشان ارائه داده بودند و به نظر ايشان خيلى مجلل و باشكوه آمده بود . روز بيست و دوم پس از طى مسافت كمى بجادهء بزرگى رسيديم كه از زينجيل آباد آن را ترك گفته بوديم . هواى آن چون از ميان كوه مىگذشتيم خيلى مطبوع بود و در قريهء تركمانچاى اردو زديم كه رود كوچكى به همين اسم از ميان آن ميگذرد . در كمى فاصله شهر ميانج واقع شده كه كنههاى زهردار آن معروفست ( غريب گز يا مله ) . اين حشرهء موذى در تمام اين قسمت پراكنده است خصوصا در نقطهاى كه ما پيدا كرده بوديم .