موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )

117

مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )

خواست امتحانى كند ولى تيرش خطا رفته هفتمين تيرش بهدف خورد . كمان را گذاشته فرمودند بسيار كار مشكلى است . چركزها هم بنوبهء خود مشمول مراحل و الطاف بىپايان حضرت وليعهد شدند . ميگويند شهر تبريز هم در بادى نظر همان وضعيت شهرهاى اصفهان و شيراز را داراست و من خيلى متأسفم چه ميخواستم لااقل از يك شهر ايران تمجيد كرده باشم . معابر اين شهر عبارت از كوچه‌هاى تنگ پيچ در پيچيست كه جز ديوار چيزى در آن ديده نميشود و بىنهايت كثيف است . بازار كه از بهترين جاهاى ايران بشمار ميرود عبارت از دالانهاى تنگ و طويلى است كه با حصير پوشيده شده و طرفين آن دكان ساخته‌اند . در اطراف آن تيمچه‌هائى ديده مىشود كه بمغازه‌هاى سنگى وسيعى منتهى ميگردد . اين اماكن متعلق بتجار عمده‌فروش است كه ديگران هم از آنان جنس ميخرند . اين بازارها با پيچ‌وخم زيادى تمام شهر را فراگرفته و دائم از متعاملين و اشخاص بيكار مملو است . كثرت جمعيت بقدرى است كه يكديگر را بهم ميدوزند . اسب و حمال تنه زده مردم را به ديوار ميزنند بدون اينكه كسى اظهارى كند . اجناس بىترتيب داخل هم ريخته مثلا دستهء سير و كلم را در مجاور مغازهء ابريشم‌فروشى ميگذارند و دكان كبابى پهلوى انبار شال‌فروشى قرار دارد . تجار نيز نرخ اجناس را دو برابر گفته و سرخ نميشوند با اينحال مايهء زيادى هم ندارند . در هردكان يك قواره از هرجنس گذاشته و اگر بسيار لازم باشد از دكان رفيقش ميآورد و شالهاى بسيار اعلى نيز ملاحظه شد ولى با سليقه جور نكرده‌اند . بر خلاف آنچه در اروپا مشهور است شالهاى ايران بد است و شالهاى خوب از كشمير به بغداد و از آنجا بقسطنطنيه و از آنجا باروپا حمل مىشود . پارچه‌هايى كه در ايران خيلى تعريف ميكردند ابدا هيچ خانم اروپائى نميتواند بپوشد . از چيزى كه خيلى متعجب شدم اين بود كه آخرين سفير ايران در سن‌پطرزبورگ شالى تقديم كنتس اورلوف كرد و خانم فورا آن را بخدمتكار خود بخشيد و حال آنكه خيلى از آن تعريف كرده بود و شال كنتس را ميگفت بهترين شاليست كه در مدت عمر ديده است ايرانيان هيچوقت شال كشميرى را بقيمت‌هاى گزافى كه در قسطنطنيه و روسيه