ميرزا حسين خان مبصر السلطنه

23

مراسلات طهران ( فارسى )

« ميرزا حسين خان نام اصفهانى ، كه سابق گمرك‌چى كاشان و در اين حين در تهران بىكار بود ، از جانب برادرم مأمور آذربايجان و ملقّب به مبصّر السّلطنه شد . » 11 به دستور ولىّعهد ، حقوق ميرزا حسين خان ، 500 تومان شد و افزايش يافت . در دورهء انقلاب مشروطه ، ميرزا حسين خان كه اكنون مبصّر السلطنه لقب داشت ، بار ديگر در كاشان بود . تعدادى تلگراف خطاب به حاكم كاشان ، در اين مجموعه هست كه وقايع تهران را شرح مىدهند . در سال 1325 ه . ق ميرزا حسين خان رييس تلگراف كرمانشاه شد و سال بعد با همان سمت در مشهد حاضر بود . در دوره‌اى كه محمّد على شاه مجلس را در تهران به توپ بست ، خانهء ميرزا حسين خان در مشهد ، توسّط هواداران شاه غارت شد و ميرزا حسين خان از دولت خسارت خواست . در مدّت انقلاب مشروطيّت ، بخشى از حقوق او كه به 1200 تومان رسيده بود ، به دليل صرفه‌جويى دولت ، كسر شد و ميرزا حسين خان شكايت كرد و متقاضى ارجاع كار شد . او از سال 1326 تا 1327 ه . ق رييس تلگراف‌خانه و رييس غلّهء مشهد شد . سپس به معاونت حكومت عراق رسيد و ضمنا از طرف وزارت جنگ ، مفتّش كلّ جمع‌آورى قشون در كليّهء مناطق خطّهء غرب شد . ميرزا حسين خان در سال 1344 ه . ق براى معالجه به اروپا رفت و در پاريس فوت كرد . با بررسى نامه‌هاى موجود متوجّه مىشويم كه ميرزا حسين خان عقايد تجدّدخواهانه داشته ، چراكه از ميرزا حسن خان خواسته براى او يك ارگ بخرد و به كاشان بفرستد ، و يا اين كه به او سفارش كرده است كتابى دربارهء تأديب اطفال ، به قلم ميرزا افلاطون ، تهيّه كند . ميرزا حسين خان مشترك روزنامهء اختر بوده و در مكاتبات توصيه كرده كتاب يك خانم انگليسى را از تهران برايش بفرستند . 12 به نظر مىرسد با زبان فرانسه و احتمالا زبان انگليسى نيز آشنا بوده و بعدها پسرانش را براى تحصيل به اروپا فرستاده است . ميرزا حسين خان كتاب‌خانهء قابل توجّهى داشت كه در آن همه نوع كتابى ديده مىشد . از كتاب‌هاى ادب پارسى ، مانند مثنوى مولوى ، خمسهء نظامى ، ديوان حافظ ، . . . و شاه‌نامهء فردوسى ؛ تا كتاب‌هاى تاريخ ايران ، نظير گلشن مراد ، تاريخ روضة الصّفا ، تاريخ بيهقى ، . . . و تاج التّواريخ . از كتاب‌هاى حكمت و عرفان و فلسفه ، چون منطق الطّير عطّار ، حديقهء سنايى ، . . . و قابوس‌نامهء قابوس بن وشمگير ؛ تا رمان‌هاى اروپايى ، هم‌چون كنت مونت كريستو ، پل و ويرژينى ، . . . و دكامرون .