ميرزا حسين خان مبصر السلطنه

21

مراسلات طهران ( فارسى )

مكالمه داشته است . او مترجم چهارم سفارت انگلستان هم بود ، چون يك‌بار هم شكايت كرده كه دو ماه گرفتار نوشتن سه جلد كتاب رمز بوده است : « و اللّه جانم را به لب رسانيده‌اند ، از بس صاحبان سفارت تأكيد به اتمام آن مىكنند ، با وجودى كه شب و روز مشغولم ، سركار آقا ميرزا شيخ على هم كمك مىنمايد و كارهاى هميشگى سفارتى هم جاى خود هست ، بل‌كه يوما فيوما در تزايد است . مع هذا همه روزه به تازيانه‌هاى سخت بدحرفى ، اتمام كتاب‌هاى مزبوره را مىخواهند . تصوّر مىكنند دست‌گاه چاپ‌خانه دارم . » 2 تابستان‌ها كه شاه به ييلاق مىرفت ، اعضاى سفارت انگلستان ، از تهران به ده قلهك ، كه متعلّق به دولت انگليس بود ، مىرفتند و در زمستان به تهران بازمىگشتند . ميرزا حسن خان و ساير اعضاى ايرانى نيز با انگليسىها نقل مكان مىكردند . در يكى از نامه‌ها ميرزا حسن خان نوشته است كه چون مراقب حمل خزانه و صندوق‌خانهء سفارتى بوده ، نتوانسته به كارهايش برسد . ميرزا حسن خان در محلّهء چال‌ميدان خانه داشت و چون چال‌ميدان محلّهء مرغوبى نبود خانه‌اش را فروخت و در محلّهء دولت خانه خريد . در آن زمان اغلب خيابان‌ها نام درستى نداشتند و ميرزا حسن خان در محلّه‌اى كه بين خيابان سعدى امروزى و چهارراه كنت واقع بود ، خانهء تازه‌اى خريد و دربارهء موقعيّت خانه‌اش چنين توضيح داد : « از سرچهارراه جلوى خانهء مخبر الدّوله ، كه خانهء ميرزا جواد خان سعد الدّوله كه سفارت اتريش در آن‌جا ساكن است ، در خيابان مشجّر به بالا ، به طرف عمارت كنت 3 كه مىرود ، منتهى اليه باغ جناب مخبر الدّوله ، دو كوچهء بن‌بست مقابل هم واقع است ، يكى طرف راست كه آب قنات معظّم‌له از آن كوچه جارى و قهوه‌خانه هم در خيابان جنب همان كوچه است ، طرف چپ كوچه ، نبش يك خانه كه متعلّق بود به يكى از نوكرهاى حضرت نايب السّلطنه ، طى مىشود ، مىرسد به درب خانهء مخلص . . . » 4 ميرزا حسن خان مانند بسيارى از كارمندان ايرانى سفارت انگليس ، در حوالى سفارت صاحب زمين بود ، ولى ظاهرا ثروت هنگفتى نداشت ، چون براى خريد خانه‌اش مجبور به قرض شد . ميرزا حسين خان مبصّر السّلطنه ، كه فرزند محمود اصفهانى بود 5 ، در سال