ميرزا حسين خان مبصر السلطنه
119
مراسلات طهران ( فارسى )
بيست و نه محبوب جان من ! هفتهء گذشته بهواسطه اين كه از طرف سفارت چند فقره مأموريّت حاصل نمودم ، از نگارش جواب تعليقهء شريف باز ماندم . در خصوص شكايت شاطر محمّد على راجع به گرفتن التزام مسامحه از مشار اليه ، بلى خيلى از اين عمل بر ايشان ناگوار بود . لكن به جهت ايشان عذرى حاصل است آشكار ، كه والده و مشهدى حاجى آقا نيز به هيچوجه گلهمند نخواهد شد كه چرا مانع از ورودشان به خانه شدهاند و اگر هم اين التزام گرفته نمىشد ، حالا هم بنده و هم سركار گرفتار شكايت سخت مىشديم . والده از من خيلى شكايت دارد . تصوّر مىكند مشهدى حاجى آقا هيچ خلافى نكردند ، خودشان هم به هيچوجه به مخالفت يك دانه فرزند قيام ننموده است . آنچه برايشان وارد شده است ، نتايج حالات نابههنجار من است ، مخصوص كه بهواسطهء كثرت موانع نتوانسته به شهر رفته ، اسباب آنها را مسترد بنمايم . لكن فردا را كه يكشنبه است ، مصمّم [ هستم ] كه محض اين كار به شهر رفته ، مراجعت كنم . ديگر اين كه مرقوم فرموده بوديد شاطر محمّد على اراده دارد خانه را واگذار نمايند . كمترين با مشار اليه مذاكره خواهد نمود كه از اين اراده منصرف شود و اگر نپذيرفت ، تدبير ديگر بايد كرد . اراده داشتم كه زمان مراجعت از قلهك ، خودم در آنجا ساكن شوم ، ولى حال كه والده به تهران آمده است ، اگر در آنجا بنشينم ، هر روز بدحرفى و نفرين را دربارهء خود و عيال من دريغ نخواهد كرد . هرچه بتواند خواهد گفت . در اين صورت اگر باز مصلحت بدانيد ، اطاعت كنم ، ولى شخص امينى را