عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
1077
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
استعفا كرد و به يكى از دهات خود رفت . طهران در عشر سوم شوال ، مجلس ملى دائر و جمعيت تماشاچى ، روزى قريب دو هزار نفر در آنجا ازدحام مىنمايند . اجزا بدون ملاحظه حرف مىزنند و در باب انتخاب نامه به صدراعظم سخت گرفتند كه شاه صحّه نمايد . متعذّر است كه شاه ناخوش است . اما خيالش اين است كه وليعهد بيايد ، در حضور او صحه بشود . مردم مىگويند وليعهد مانع مجلس خواهد بود و بعضى مىگويند همراه است . از طهران هم كاغذهاى سخت به وليعهد نوشتهاند كه اگر همراهى به مجلس نكنى ، ترا مىكشيم . در عشر سوم شوال يك نفر سيد [ حسن تقىزاده ] « 1 » وكيل تبريز به طهران آمد و تلگراف از آنجا براى وكالتش به مجلس رسيد . طهران شب بيست و ششم شوال ، شاه دوباره حالش بدتر شد و تا صبح نخوابيد . مردم انتظار مرگ او را مىبرند . در روز بيست و ششم مجلس شوراى ملى منعقد بود . آقا سيد محمد مجتهد گفت از قرار معلوم اين پولى كه از ملت براى مواجب قشون داده شده خوردهاند . مقصودش نايب السلطنه است . بايد بعد از اين ، يك نفر از طرف مجلس براى مواجب دادن به قشون حاضر باشد . حركات سابق بايد موقوف شود و نيز گفت مردم مىگويند ملت با دولت ضديت دارد . اين دروغ است . يكى مىباشند . به علاوه دولت قدرت ندارد كه ضدّ با ملت بشود . براى بانك ملى و اتحاد مردم سخنها گفت و نيز گفت از قرار معلوم بعضى اجزا و وكلاى مجلس ، با كسانى كه مدعى مجلس مىباشند همدست هستند . بايد ترك حالتشان را بكنند . « 2 » و الّا روز بعد اسامى آنها گفته مىشود . تماشاچيان فرياد كردند ما آنها را قصاص مىنماييم .
--> ( 1 ) . تكميل قياسى . ( 2 ) . يعنى اين رفتار خود را ترك كنند .