عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

684

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

در عشر دوم شوال ، شاه براى شكار به جاجرود با جمعى از وزراء و اركان دولت رفت كه در آن‌جا براى تعديل خرج و دخل دولت قرارى بدهد . چنان برف سخت در آن‌جا آمد و سرماى شديد شد كه چند نفرى از سرباز و جمعى قاطرچى در آنجا از سرما خشك شدند و اسب و باركش زياد نيز تلف شد . از قرار معلوم ، عين الدوله تدبيرى براى اصلاح خرج و دخل دولت نموده . قرار شد سال نو ، هركس جنس از دولت دارد و عين جنس را مىبرد تسعير شود و صاحبان اجناس ، نقد بگيرند و جنس از براى دولت باشد و اين قريب دو كرور تومان براى دولت تفاوت مىكند و نيز قرار شد كه تفاوت عملى « 1 » كه از حكام از ولايات مىگيرند جزو ماليات دولت بشود و تمام حكام را براى عيد نوروز به طهران خواسته‌اند . از قرار معلوم ، اين خدمت تبديل جنس به نقد را مشير السلطنه وزير ماليه نموده است . عين الدوله خيال داشت از مواجب مردم بكاهد . مشير السلطنه به شاه گفت كه مردم به شما نفرين خواهند نمود . بهتر اين است كه عمل جنس را مقرر دارند و ضرر اين تقريبا به هزار نفر بيشتر نمىرسد . در عشر اول ذىقعده ، سپهسالار « 2 » كه مرض دولاب « 3 » دارد تربانتين را كه بايد بمالد ، خورده است و مرض كبد نموده و خطر مرگ از براى او مىرود . چون شاه تمام خيالش اين است كه نوكرهاى تبريزى خود را بدان مناصب كه در تبريز داشته‌اند در طهران به همان مناصب ببيند و در آن‌جا عين الدوله سلطان عبد المجيد ميرزاى وزير داخله منصب پيشكارى آذربايجان را داشته و هم به دو دستخط داده كه من هروقت شاه بشوم تو را صدر اعظم مىنمايم و در اين مدت سلطنت از براى شاه اجراى اين كار فراهم نشد ، تا در روز پنجم ماه ذىقعدة الحرام در عمارت گلستان در اطاق ابيض شربت و شيرينى نهادند و تمام وزرا و اركان را به حكم دولت احضار نمودند و دستخط وزارت اعظم عين الدوله را در آن‌جا قرائت نمودند و خلعت او از اين قرار است : جبهء شمسه با شرابهء الماس

--> ( 1 ) . متن : عملى را ( 2 ) . وجيه الله ميرزا سپهسالار برادر عين الدوله . ( 3 ) . نوعى بيمارى كه در پزشكى جديد ديابت خوانده مىشود و ما اكنون بدان مرض قند مىگوييم .