عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

1014

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

احمد خان مفتش « 1 » سابق تذكره كه در وزارت خارجه مىباشد و سر پرشورى دارد و در سياست نيز دست كاملى دارد ، در اين اوقات خود را در حمايت علما آورده نوكر دولت شد . در روز غره ، كه ابتداى مجلس شورى بود ، محض اين‌كه ساعت خوب بود ، نشستند . هنوز وكيل ولايات معين نشده . چند ماه طول دارد . هفته‌اى چند روز در طهران دائر خواهد بود . بعد از آن‌كه وكيل ولايات آمدند شروع به كار خواهد شد . در آن روز مشير الملك نظامنامه را كه خود او نوشته آورده از لحاظ علما و اهالى مجلس گذرانيد . در بعضى جزئيات آن ايراد كردند . صدر اعظم خيالات خوب براى دولت دارد و مىخواهد كابينه قرار بدهد و در هر ولايت رئيس عدليه و تجارت و صندوق داشته باشد حاكم مجرى عدليه باشد . در شب غرهء رجب ، ميرزا رضاى معتصم الملك آشتيانى كه سمت پيشكارى عين الدوله را داشت و اختيار جنس اطراف طهران را داشت عوضى دوايى را كه براى ماليدن به بدن عيالش آورده بودند ، خورد و مرد . بسيار شخص سختى و ظالمى و بدمنشى بود . در اين چند سال حكومت عين الدوله و صدارتش اذيت به مردم خيلى كرد . مثلا جنس ديوانى را خروارى دو تومان يا بيست و پنج هزار تسعير مىكرد اما آنچه جنس بايد از صاحبان تيول و خالصه بگيرد ، همان جنس را كه گندم خروارى بيست تومان و كسرى و جو ده تومان بود مىگرفت . مكنتى فراوان به هم زد . اولاد ندارد . فقط برادرزاده دارد . وصى او آقا شيخ مرتضى مجتهد است ، بعد از مراجعت علما از قم ، توليت مدرسهء مروى را از امام جمعهء دولت گرفت و به آقا شيخ مرتضى داد . در روز غرهء رجب طرف عصر كه ابتدا مجلس شوراى بود و علما و سايرين نشستند گفتگو شد كه دولت مىخواهد رئيس مجلس را شعاع السلطنه قرار بدهد مردم گفتند هنوز خون دخترهاى باكرهء فارس التيام نيامده . پس از بهبودى عيب ندارد . علماى طهران عين الدوله را تكفير كردند . يك سيد در همان مجلس گفت : اجازه بدهيد الآن مىروم او

--> ( 1 ) . ظاهرا منظور ميرزا احمد خان مجلل الملك است كه قسمت اعظم خدمت خود را در ادارات تذكره گذرانده ( رجال وزارت خارجه ، انتشارات اساطير ، تهران ، 1365 )