عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
1013
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
گفت خسته مىباشيد . به دربار برويد و صرف ناهار نماييد . آنها به دربار رفتند . نايب السلطنه و صدر اعظم و عضد الملك نيز بودند . سپهدار « 1 » نيز در پاى مجلس نشسته بود . علما چون او را ديدند بناى تنگگوشى را گذاشتند . آنوقت به مجد الدوله گفتند سپهدار نبايد اينجا باشد . چون امروز ما به دربار آمدهايم نمىخواهيم شاه را برنجانيم . او را مجبور كرده از مجلس برود . مجد الدوله به او گفت مصلحت نيست اينجا بمانيد . سپهدار از دربار بيرون رفت . چند روز قبل ، شاه يك سردارى در منزل شعاع السلطنه به عضد الدوله پسر اتابيك داد . به صدر اعظم گفتند . گفت خيلى بد موقع است . پيشخدمتها به شاه رسانيدند كه صدر اعظم ميل ندارد . شاه فرستاد و سردارى را پس گرفت . علما خيال دارند هر روزى كه در مجلس دار الشوراى ملى بنشينند ابتدا قرارى در وقفياتى كه در دست خودشان است بدهند كه اگر در راه غير وقف صرف شود نگذارند . مىگويند در اين اوقات بعضى از كسبه كاغذى به آقا سيد عبد الله نوشتند كه اگر شما با ما همراهى در ايجاد مجلس ملى ننماييد ، شماها را خواهيم كشت . خيال دولت گويا اين است كه قانون انگليس را نوشته داير نمايد . « 2 » رياست علماى طهران تمام با آقا سيد عبد اللّه است و بر همه مقدم مىباشد . شاه هم تمام صحبتش در آن روز با او بود . آقا سيد عبد اللّه گفت ما هر روزى مىخواستيم شرفياب شويم ، مفسدين مانع بودند . در غرهء رجب المرجب 1324 مختصر مجلس شوراى ملتى در طهران در مدرسهء قديم نظامى تشكيل يافت . بعضى طبقات حضور داشتند . در اين اوقات حاجى محتشم السلطنه رئيس وزارت خارجه كه طرف بىميلى صدر اعظم مىباشد استعفا كرد . ليكن قبول نشد . شاه و سايرين كمال رضامندى را از او دارند . ميرزا احمد خان « 3 » دبير حضور وزير رسايل كه از مخصوصان عين الدوله اتابيك بود ، بعد از عزل اتابيك ، همان درجه را در نزد صدر اعظم حاليه تحصيل كرده . گفتند قسم خورده كه خيانت نكند . ميرزا
--> ( 1 ) . محمد ولى خان سپهدار و سپهسالار تنكابنى ( 2 ) . ظاهرا منظور مواد قانون اساسى است . مواد قانون اساسى از روى مجموعهء قوانين مختلف من جمله از قانون اساسى بلژيك گرفته شد . ( 3 ) . همان احمد قوام يعنى ميرزا احمد خان قوام السلطنه .