عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
999
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
حقوق قاطبهء اهالى ايران و رعاياى صديق خودمان قرار داده لهذا در اين موقع كه رأى همايون ملوكانهء ما بدان تعلق گرفته كه براى رفاهيت و آسودگى قاطبهء اهالى ايران و تشييد و تأييد مبانى دولت اصلاحات مقتضيه به مرور در دواير دولتى و مملكتى به موقع اجرا گذارده شود ، چنان مصمم شديم كه مجلسى از منتخبين شاهزادگان و علما و قاجاريه و اعيان و اشراف و ملاكين و تجار و اصناف به انتخاب طبقات مرقومه در دار الخلافهء طهران تشكيل و تنظيم شود كه در مواد لازمه در مهام امور دولتى و مملكتى و مصالح عامه مشاوره و مداقهء لازمه را به عمل آورد و به هيئت وزراى ما در اصلاحاتى كه براى سعادت و خوشبختى ايران خواهد شد اعانت و كمك لازم را بنمايد و در كمال امنيت و اطمينان ، عقايد خودشان را در خير دولت و ملت و مصالح عامه و احتياجات مهمهء قاطبهء اهالى مملكت به توسط شخص اول دولت به عرض برسانند كه به صحّهء مبارك ، نظامنامه و ترتيبات اين مجلس افتتاح و به اصلاحات لازمه شروع شود و نيز مقرر مىفرماييم كه سواد دستخط مبارك را اعلان و اعلام نماييد كه تا قاطبهء اهالى از نيات حسنهء ما كه تماما راجع به ترقى دولت و ملت ايران است كما ينبغى مطلع و مرفه الحال مشغول دعاگويى باشند . در قصر صاحبقرانيه به تاريخ 14 شهر جمادى الآخرة سال 1324 ، در سال يازدهم سلطنت ما در روز پانزدهم دستخط فوق را چاپ كرده و به در و ديوار كوچه و خيابانهاى طهران چسبانيده چون مردم را موافق سليقه نبود ، سادات در كوچه گردش كرده آنها را كنده پاره كردند . از اهل دولت كسى ممانعت نكرد . در روز شانزدهم ، جمعيت سفارت بيشتر از روز پيش بود . تمام قهوهخانه [ هاى ] طهران هم بستند . مردم در خيال خود ثابت مىباشند . مىخواهند دولت مشروطه و شاه طهران هم بستند . مردم در خيال خود ثابت مىباشند . مىخواهند دولت مشروطه و شاه بىمداخله شود . روز قبل يك گارى پول براى مخارج متحصنين آوردند ، معلوم نيست كى داده . بعضى گويند از خود انگليس بعضى مىگويند از امين السلطان « 1 » است . هم در آن روز يك نفر زن محترمهاى با چند نفر كلفت به در سفارت آمد و رؤساى صنف را خواست كه روزى مخارج ايشان چقدر است . گفتند روزى دو هزار و پانصد تومان . گفت من هشت روز مخارج تمام را به عهده مىگيرم . بيست هزار تومان به روايتى پنج هزار تومان داد .
--> ( 1 ) . ميرزا على اصغر خان امين السلطان ملقب به اتابيك اعظم كه در اواخر سلطنت ناصر الدين شاه و در آغاز سلطنت مظفر الدين شاه سمت صدارت داشت .