عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

1000

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

مبالغى پول در كيسه كرده نزديك در سفارت گذاشته كه مردم راغب به ورود آن‌جا باشند و بعضى خيابان‌هاى سفارت شعرها چسبانيده‌اند براى ترغيب و بيدارى ملت . در روز عيد شاه در سلام نياوران ، نايب السلطنه در حياط سر نظام ايستاد . وقتى كه شاه صدارت را به مشير الدوله داد تمام وزرا را در كار خود مستقل كرد و به هريك دستخط داد و امور دربارى و شخص خود را به امير بهادر واگذاشت . هم در آن روز ، از اتابيك تقديمى نقدى به مبارك باد براى شاه آمد . در آن روز مشير الدوله وساطت تمام كسانى كه اخراج بلد بودند نمود حتى امين السلطان . شاه تمام را قبول كرد ، مگر امين السلطان را و گفت فرمانفرما « 1 » و امين السلطان را هرگز اجازه نمىدهم كه به طهران بيايند . شارژدافر انگليس از دستخط شاه كه براى تشكيل دار الشورى داده بود خيلى راضى است و به مردم در سفارت مژده داده بود . ليكن مردم زير بار نرفته مىگويند اين فساد را بابيه مىنمايند كه به كلى دولت ايران منقرض شود . در روز عيد شاه ، علما از قم تلگراف تبريك به شاه زده‌اند . در روز عيد شاه ، چون نظام الملك معزول و ناخوش است ، حاجى سيف الدوله مخاطب سلام بود . در آن روز طرف عصر ، شاه در كامرانيه به منزل نايب السلطنه رفت . در شب پانزدهم نايب السلطنه جشن گرفت . در كامرانيه جمعى از وزراى داخله و خارجه را به سر ميز دعوت كرد . دو و نيم از شب رفته جمعى از رجال و معارف طهران را « سواره » « 2 » وعده گرفت . مجلس مفصلى بود . آتشبازى خوبى بود . هزار و پانصد تومان مسكرات صرف شد . تا ساعت [ ] منعقد بود . روز شانزدهم در دربار نياوران ، شارژدافر انگليس با صدر اعظم خلوت كرد . در شب هفدهم دستخط جديدى از شاه به سفارت آورده قرائت كردند . مردم زير بار نرفتند و گفتند محل اعتنا نيست . بايد دستخط موافق ميل ما باشد . و در شب هفدهم بعضى واعظين به منبر رفته مردم را گفتند كه از سفارت بيرون نرويد تا كار خود را صورت بدهيد و نيز فحش بد به مردم دادند كه اگر از سفارت بيرون

--> ( 1 ) . عبد الحسين ميرزا فرمانفرما پسر نصرت اللّه فيروز ميرزا پسر عباس ميرزا نايب السلطنه كه خواهرش زن مظفر الدين شاه و دختر شاه عزة السلطنه زن او بود و مردى سودجو و فتنه‌انگيز بود . ( 2 ) . Soiree