عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

996

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

در باب مجلس اطمينان داد . تجار به سفارت آمده به مردم گفتند . قبول نكردند و گفتند ما مجلس ( پارلمنت ) يعنى شوراى ملى مىخواهيم . بايد چهار سفارتخانه هم امضا كند . شما هم گفتگو اگر داريد به شارژدافر بنماييد . شاه از اين دستخطها خيلى كرده . عصر كسبه طهران چراغان شب عيد شاه را جلو سفارت انگليس مفصلا ترتيب داده‌اند . در عشر اول جمادى الثانيه ، مشهدى حسين تبريزى كتابفروش در خواب حضرت پيغمبر و جمعى از ائمه عليهم السّلام را ديد كه مظفر الدين شاه با حالت غصه‌ناك و سركج خدمت آن حضرت آمده از خرابى كار دولت خود عرض كرد . حضرت فرمود به زودى آسوده خواهى شد . صورت تلگراف ادوارد هفتم پادشاه انگليس به رعاياى متحصن ايران در سفارت به عموم طلاب مدارس روحانى و كسبهء شهر طهران تلگراف تظلم برادران عزيز كه چهارشنبه 25 ژوليه به توسط سفير كبير باكفايت خودتان نموديد رسيد و قلبا از تعديات متعمدانهء واردهء مظلوميت علماى واجب التكريم و قاطبهء رعيت متأسف و متألم شدم . جواب شما را به مجلس شوراى ملى رجوع نمودم . اميدوارم كه برادر ارجمند تاجدار اعلى حضرت مظفر الدين شاه قاجار جواب بىغرضانهء مجلس شوراى ملى انگلستان را با عنايات شخصى خود در دفع ظلم و تعديات به سمع اصغا قبول فرمايند و رفع و دفع ظلم را شخصا از رعيت با وفاى خودشان خواهند فرمود . عصر چهارشنبه 25 ژوليه ادوارد هفتم . روز دوازدهم جمعيت در سفارت بيشتر از سابق بود . عصر آن روز از علماى قم براى متحصنين سفارت تلگراف زدند كه شماها بيرون نياييد ، ما هم نخواهيم آمد . تمام زحمات ما براى شماست و نيز تلگرافى به شارژدافر زدند . اين خبر كه به دولت رسيد ، در شب شاه مجلس قانون ملى را قبول كرد . به اين مضمون كه هرچه مجلس حكم كرد به نظر شاه برسد . آن‌وقت اگر مصلحت دانست مجرى شود . روز سيزدهم ، صدر اعظم و نايب السلطنه براى ناهار به شهر آمدند و در جلو اطاق موزه نشستند . جمعى از وزرا نيز بودند . جمعى از تجار معتبر هم از طرف متحصنين