عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

994

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

آخر روز نهم از طهران به طرف اوشان رفت . در چندى قبل ، قريب شصت هزار تومان كسرى مواجب خود را از گمرك نقد گرفت . در اين مدت اندك چنان مملكت و دولت و سلطنت و ملت ايران را خراب كرد كه چنگيز در سلطنتش ننمود . چيزى نمانده كه سلطنت قاجاريه پايمال شود . در حقيقت رشته به هم خورد و خود قريب ده پانزده كرور جمع كرد . مىگويند عايدى گمرك سالى يازده كرور است . سالى شش كرورش به كيسهء او مىرود . خانواده‌هاى طهران به واسطهء او برچيده شده . جز تكبر و لجاجت و خودپرستى چيزى از او ديده نشد . به مردمان بىچيز محترم اعتنا نمىكرد . هركس صاحب پول بود ، او را محترم مىشمرد . هميشه مىگفت دولت قشون لازم دارد . سايرين زياد مىباشند . گاهى مىگفت حال مردم قدر مرا ندارند . بعد از آن‌كه مردم ، مزار مرا زيارت مىنمايند و افسوس از مردن من مىخورند . الحمد لله تعالى از شرش آسوده شديم . شاهزاده امير سيف الدين كه در قم نزد علما رفته بود . خبر عزل او را به آقا سيد عبد اللّه داد . گفت بشّركم اللّه بالجنة . خلاصه روز نهم جمادى الثانيه وزرا را به دربار نياوران احضار كردند . نايب السلطنه و شعاع السلطنه و عضد السلطان و مشير الدوله رئيس الوزرا و سايرين هم حضور داشتند . مجتمعا به خدمت شاه رفته ، شاه از درستى قلم و راستى قدم و امانت و صداقت مشير الدوله نقل كرد و گفت در تبريز هم ، در كارگذارى خدمات كرده . شاه مرحوم مىگفت مشير الدوله سزاوار صدارت است . براى اصلاح امور حاليه بهتر از او كسى نيست . او را به منصب صدارت و شخص اول و خطاب « جناب اشرف » ى مفتخر داشتم و به يك جبهء شمسهء مرصع با شرابهء مرواريد مخلّع گرديد و مسئول كشور و لشكر هردو است . بعد از آن مجتمعا به دربار رفته و [ ] دستخط ذيل را آورده قرائت كرد . « چون تعيين رياست مطلقهء هيئت وزراى دربار دولت منوط به حسن انتخاب و رجوع به معلومات خاصهء خودمان است و مشير الدوله وزير امور خارجه را در اين مدت هميشه به صدق نيت و خلوص عقيدت آزموديم و از ساير چاكران او را به مقامات دولتخواهى و صلاح‌انديشى و تحمل هرگونه خدمت و زحمت بيشتر طرف اطمينان و اعتماد مىدانيم ، در اين موقع كه براى مزيد صحت جريان امور ادارات دولتى تعيين و انتخاب رياست مستقله براى