عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
986
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
روز بيست و هشتم دكاكين را باز كردند ليكن اغلب شاگردها نشسته استادها نبودند . سايرين هم منتظر صدا مىباشند . نيز ازجمله مطالبى كه مردم از سفارت خواستهاند اين است كه در ايجاد مجلس ملى بايد يك نفر وكيل از طرف دولت انگليس در آنجا باشد و بعضى صرافها كه بستى شدهاند « 1 » به جهت اين است كه صد و پنجاههزار تومان از مشير السلطنه در وقتى كه وزارت خزانه را داشته طلب دارند كه پاى دولت است . مىگويند ما مقروض به خارجه مىباشيم محلش اين پول است . در روز بيست و هفتم اتابيك از بالا پايين آمده عصر را در منزل خود با آقا سيد ابو طالب زنجانى مجتهد كه با دولت همراه است و آقا سيد احمد بهبهانى معروف به « پابرهنه » خلوت كرده از علما دو سه نفر بيشتر باقى نمانده . در روز بيست و هشتم ، شاه براى وزرا نقل مىكرد كه اتابيك سفارت انگليس را جواب سخت داده و من اگر بايد سلطنت خود را روى اين كار بگذارم خواهم گذاشت و زيربار تعديات آنها نخواهيم رفت . از قرار معلوم سفارت اصلاح كار مردم را خواسته . هم در آن روز شاه مشغول قمار بوده گويا در مملكتش هيچ خبرى نيست . در روز بيست و نهم رياست عدالتخانهء جديد را به شعاع السلطنه دادند و قرار شد كه در يكى از بيوتات سلطنتى دائر شود . روز بيست و نهم علما به قم وارد شدند . جمعيتشان قريب هزار نفر است . از اغلب طبقات همراه آنها مىباشند . در راه ، آقا سيد عبد اللّه و آقا سيد محمد كمال مهربانى را به همراهان نموده و تمام آنها را تا سوار نمىكرد [ ند ] سوار نمىشدند . معتمد خاقان تلگراف به اتابيك زد كه علما وارد قم مىشوند . تكليف چيست ؟ جواب زد احترام به آنها بكن تا آن اندازه كه پا از حدّ خود بيرون نگذارند . اگر بخواهند تجاوز از حد خود بكنند ، تكليف و دستور العمل را به توسط سردار فيروز شاهسون فرستادهام و او با سوار زياد مأمور قم است . در روز بيست و نهم جمادى الاولى ، شاهزاده امير سيف الدين « 2 » ميرزا با دستخط از طرف دولت مأمور قم است . گويا مىخواهد علما را به طهران مراجعت دهد .
--> ( 1 ) . يعنى بست نشستهاند و به عبارت ديگر به سفارت انگليس پناه برده و تحصن اختيار كردهاند . ( 2 ) . امير سيف الدين ميرزا امير توپخانه