عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

987

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

در غرهء جمادى الثانيه ، تجار و بزاز بعضى از صرافها در طهران دكاكين خود را بستند با اين‌كه اتابيك از رؤساى آنها التزام گرفته بود نبندند . به زور سفارت انگليس ، اعتنا نكردند . سفارت با دولت مشغول مذاكره و اصلاح آنهاست . دولت مىگويد اينها جمعى رجاله و ورشكسته هستند . مىخواهند مال مردم را بخورند فساد مىكنند . به‌علاوه ملت تابع دولت است . آنها گفتند چگونه در مسأله ايجاد رژى در ايران و موقوف شدنش گفتيد تقصير [ ملت است ] « 1 » ملت راضى نيست و كلى ضرر به ما زديد . پس حالا ضرر ما را بدهيد . تجار كه گفتگوى دولت را [ ] « 2 » اين بود كه بستند و به سفارت رفتند . بعضى شب را در آن‌جا مىمانند و بعضىها به منزل مىروند . سفارت اطمينان داده و گفته كه هرجا باشيد در پناه ما مىباشيد . روز سه‌شنبه دوم جمادى الاخرى سه ثلث بازار بسته بود . تمام كاروانسراها نيز مسدود بود . رفته‌رفته هيجان مردم زياد مىشود . دولت چون مدعى را سفارت انگليس مىداند سختى نمىكند . مردم با كمال آزادى عصرها به سفارت مىروند . در روز سه‌شنبه قريب چهار پنج هزار نفر در سفارت از مردم بودند . از طرف سفارت عكس آنها را برداشته‌اند و اسم هريك را نوشته به وزارت خارجهء ايران و لندن فرستاده‌اند و از براى هردسته چادر مخصوصى زده‌اند . در آن روز ، عصرى حاجى محتشم السلطنه رئيس وزارت خارجه از طرف دولت براى مردم دستخط آورده كه همه نوع امنيت به شما داده مىشود و مقاصد شما را برآورده . مردم اعتنا به او نكردند و گفتند ما با شما طرف نيستيم . هرحرفى كه داريد با سفارت بزنيد . از قرار معلوم تا روز جمعه سفارت از مردم ايران مهلت خواسته كه مطالب آنها را برآورد . روز پنج‌شنبه چهارم ، بازارهاى طهران ، بيشتر از دو سه روز قبل بسته بود و تمام به سفارت رفته و براى هريك از اصناف چادر برپا كرده‌اند . از طرف دولت در روز سوم ، مستشار الملك وزير بيوتات به قم رفت كه علما را بياورد و كالسكهء سلطنتى را در عقب

--> ( 1 ) . تكميل قياسى ( 2 ) . ظاهرا كلمه يا كلماتى افتاده .