عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

973

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

طهران در عشر سوم ربيع الثانى ، علماى طهران درس و مرافعه و نماز را موقوف كردند و تماما با هم متفق مىباشند . طلاب مانع هستند كه آنها مرافعه « 1 » نمايند . جا نماز از جلو آنها برداشته‌اند و كتاب درسش را به زمين زده‌اند و مىگويند با اين شكل كه اسلام رفته نبايد در طهران ماند . آقا سيد محمد و آقا سيد جمال افجه‌اى به منبر رفته و مذمت اتابيك را كرده‌اند و مىگويند ما خون خود را در راه اسلام مىريزيم و صدا ما بين طلاب و ذاكرين و علما بلند است . در بيست و هفتم ربيع الثانى ، سربازى با خادم مدرسهء مروى جنگ كرده كتك زد . طلاب سرباز را گرفته در مدرسه حبس كردند . هيجان غريبى در طلاب است و خيال شورش دارند . از آن طرف اتابيك هم لجاجت كامل دارد . در عشر سوم ربيع الثانى ، آقا شيخ مرتضى مجتهد پسر مرحوم ميرزاى آشتيانى « 2 » كه مرد متدينى مىباشد از طرف علما به منزل اتابيك رفته گفتگو كرده . اتابيك سخت ايستاد كه عدالتخانه داير نخواهد شد . ما بين ايشان مشاجره شد و به جايى نرسيد . طهران در بيست و هشتم ربيع الثانى ، شاه از اطاق با كالسكهء دستى به حياط آمد و در درب اندرون ، ربع ساعتى با وزير دربار نجوى كرد . بعد به اندرون رفت و زود بيرون آمد و لباس رسمى پوشيده بود براى ورود سفير فرانسه . در اين وقت اتابيك و وزير را خواست و با آنها خلوت كرد . بعد نايب السلطنه آمد و نزديك ظهر ، سفير خيال دارد در غرهء جمادى الاولى به سلطنت‌آباد برود ، با اين‌كه اطبا منع كرده‌اند . هم در آن روز ، از طرف دولت ، كسان مهدى گاوكش را كه در ادارهء حبس بودند رها ساخته خود او را به انبار دولتى بردند . « 3 »

--> ( 1 ) . يعنى رسيدگى به اختلافات حقوقى و شرعى مردم و به تعبيرى ديگر امر قضا و داورى . ( 2 ) . ميرزا حسن آشتيانى كه در قضيهء رژى تنباكو دخالتى تمام داشت و شهرتى فراوان حاصل نمود . ( 3 ) . محلى نزديك ارگ سلطنتى كه از آن به صورت محبس ( زندان ) استفاده مىشد .