عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

972

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

شد و هركس را مىخواهند بگيرند به خانه‌اش مىريزند و هرچه به چنگشان آمد مىچاپند . طهران در عشر سوم ربيع الثانى ، در خانهء آقا سيد محمد و آقا سيد عبد اللّه ، از علما و طلاب و كسبه اجتماع دارند و مشغول كنكاش بر ضد دولت مىباشند . مىخواهند به سفارت عثمانى پناه ببرند . آقا سيد محمد مانع است كه نتيجهء خوبى ندارد . از باب عالى « 1 » براى شيخ الرئيس سفارش به دولت ايران آمده . روزنامهء مظفرى « 2 » كه مذمت شعاع السلطنه در آن بود موقوف شد . طهران در عشر سوم ربيع الثانى ، اتابيك به اعتماد السلطنه وزير انطباعات نوشت كه دقت در جرايد نما كه كسى از دولت چيزى ننويسد كه اسباب هيجان مردم شود و سبب هيجان مردم ايران را از جرايد مىدانند . طهران در عشر سوم ربيع الثانى ، دولت ايران فى الجمله جانى گرفته و در طهران در پيش رعايا قدرتى پيدا كرده ، از اين پيش به كلى از ميان رفته بود . طهران علما در بيست و هفتم ربيع الثانى ، به شاه عريضه نوشتند كه ايجاد عدالتخانه در عهدهء تعويق مانده . شاه جواب را به اتابيك نوشت كه جواب علما را بده . اتابيك نوشت كه عدالتخانه‌اى دائر نخواهد شد . دولت حاضر است كه خون‌ها بريزد . شماها هرجا مىخواهيد برويد مختاريد . دوباره علما نوشتند كه اطمينان به مهر سفراى خارجه به ما بده . ما روز شنبه سلخ ربيع الثانى از طهران بيرون مىرويم .

--> ( 1 ) . باب عالى يعنى دربار خلفاى عثمانى ( 2 ) . روزنامه مظفرى در بوشهر به مديريت ميرزا عبد الحميد خان متين السلطنه در سال 1319 ه ق منتشر شد و بعد ميرزا على آقا لبيب الملك شيرازى آن را انتشار داد .