عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

959

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

طهران شب جمعه پانزدهم ، آقا سيد عبد اللّه مجتهد به منبر رفت . قريب پنج هزار نفر پاى منبر او جمع بودند . اول دعا به شاه كرد بعد شكايت از تعديات وزيرش نمود و نيز شمه‌اى از اجحافات نوز را در گمرك گفت و گفت اى كلاه‌نمدىها ، من تمام زحمتم براى راحت شماست . وضع دولت خراب است و ظلم بىحساب . از بلاد از جهت ظلم حكام شكايت‌ها به من نوشته‌اند . تمام علماى عتبات عاليات و ساير ولايات با من همراه مىباشند . اين دو سه روزه خبردار خواهيد شد كه عبد اللّه از اين شهر رفته . در ساير مساجد نيز علما مجالس داشته‌اند . طهران در پانزدهم ، نان يك من ده شاهى از طرف دولت تخفيف داده شد يعنى تا سر خرمن را ضررش را دولت مىكند . زيرا كه حالا گندم خروارى بيست و دو تومان است . توفيرش تا سر خرمن قريب چهل هزار تومان مىشود . مىگويند اتابيك از كيسه مىدهد كه يك من نان را سى شاهى مىفروشند و از آن پس از سر خرمن يك من يك قران . روز چهاردهم جار كشيدند كه نان از پانزدهم سى شاهى است و گوشت را در چاريكى ( چاركى ) شش عباسى كم ندهند و يك قصاب كه داده بود مهارش كردند . « 1 » اگرچه در تهران سنگ صحيح نيست تمام كسبه [ كم ] مىدهند خصوصا خباز و قصاب . طهران در ماه ربيع الثانى [ به علت ] نرسيدن دو قسط صندوق از سال گذشته بروات ديوانى بىاعتبار شده و صرافها تومانى پنج هزار نمىخرند . در صندوق هم پول نيست ، اتابيك به موسيو نوز سفارش چند نفر را كرد كه قسمت عقب مانده را بدهد نداد و نوكر اتابيك را كتك زد . مردم هم به جهت مواجب خود يعنى سادات و ملا در ادارهء گمرك هرزگى مىنمايند و فحش مىدهند . روز چهاردهم ، يك نفر سيد خيلى فحش به اجزاى صندوق

--> ( 1 ) . مهار كردن يعنى حلقه‌اى در بينى كسى كنند و او را به هرجا بكشند . ( لغت‌نامه دهخدا : مهار )