عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

960

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

داده پيشكار نوز نوكرش را گفت برو قبض آن را در بازار به فروش كه آسوده شود . استرآباد در شب بيست و نهم ربيع الاول ، در استرآباد ، حريق سختى واقع شد . قريب هزار دكّان سوخت و پنج كاروانسراى بزرگ با خاك يكسان شد . ضررش بالغ به يك كرور تومان است . طهران در عشر اول ربيع الثانى ، سعيد السلطنه وزير نظميهء سابق را از طهران اخراج كردند و به ارض اقدس رفت . گفتند با علما همدست بود . طهران در شنبه شانزدهم ربيع الثانى ، شاه حالتش بهتر است . قدرى در حياط با درشكه گردش كرد . بعد در اطاق روى صندلى نشست . در حضورش شوخى مىكردند . او مىخنديد . بعد اتابيك نزد او آمد و مشير الدوله و مشير الملك با اين سه نفر خلوت كردند . بعد اين سه نفر با ناصر الملك وزير ماليه ، در باغ شاه در اطاق ابيض خلوت كردند ، تا عصر بودند . سبب را گفتند به جهت ترتيب مجلس ملى و عدم پيشرفت علما است و عصر را اتابيك با شعاع السلطنه خلوت كرد . طهران در پانزدهم ربيع الثانى 1324 ، وزير مختار هلاند در خيابان طهران مىگذشت . يك نفر از [ بچه‌ها يك سنگ بزرگ ] « 1 » به توى كالسكه انداخت . به پيشانى وزير مختار خورد و صدمه زد و خون بسيار آمد . به پليس خيابان گفتند او را بگير . طفره زد . مىگويند به درخت توت سنگ مىزدند كه توت بيفتد به او خورد . گلپايگان پس از آن‌كه انتظام الدوله يوشى پيشخدمت حاكم گلپايگان و خوانسار و كمره شد و

--> ( 1 ) . تصحيح قياسى . متن : [ بچه پا بزرگ سنگ ]